روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

از سری مطالب”به چه کسی رای نمی دهم”،اینبار دلایلم رابرای رای ندادن به حسن روحانی ذکر کرده ام.

لازم به ذکر است که به غیر از آنچه در ادامه می خوانید، نکاتی درباره زندگی شخصی و خانوادگی روحانی (و برخی از اطرافیان و بستگانش) وجود دارد که برای پرهیز از شخصی شدن استدلال هایم، از کنار آنها خواهم گذشت.

از اصولگرایی تا اصلاح طلبی، از اصلاح طلبی تا فرصت طلبی

حسن روحانی پنج دوره نماینده مجلس شورای اسلامی، و دو دوره نماینده مجلس خبرگان بوده است. وی هربار که در انتخاباتی کاندیدا شده، در لیست اصولگرایان (اعم از جامعه روحانیت و سایر تشکل های جناح راست) قرار داشته و حتی برای یکبار، کاندیدای اختصاصی اصلاح طلبان (جناح چپ) نبوده است!

روحانی با وجود سابقه تعلق خاطر به جناح راست، در انتخابات آتی خود را در اوج اصلاح طلبی می بیند؛ به حمایت هاشمی و خاتمی و سایر اصلاح طلبان دلگرم است و از هر فرصتی برای بیان تندترین شعارها و ایده های اصلاح طلبانه استفاده می کند. باور کردن چنین چرخشی در مواضع شخصیتی با این ریشه اصولگرایانه و دست راستی، برای من دشوار است. روحانی نمی تواند به یکباره از آنهمه سابقه اصولگرایی به اصلاح طلبی رسیده باشد.

رویکرد روحانی در این انتخابات، بیش از آنکه اصلاح طلبانه باشد، فرصت طلبانه است. او بخوبی می داند که در جنبش اصلاحات یک “خلاء” استراتژیک وجود دارد و با توجه به اینکه آنها هرگز نخواهند توانست از فرصت بازگشت به قدرت دل بکنند، و با توجه به اینکه شخصی مثل عارف رای چندانی در میان مردم ندارد (و برای همین از صحنه کنار رفته)، لذا از این فرصت استفاده کرده و خود را به خاتمی و سایر اصلاح طلبان نزدیک می نماید.

کسی که در جبهه و جنگ آنهمه سابقه مدیریتی داشته، و در حوادثی نظیر ۱۸ تیر، تندترین مواضع را بر علیه آشوبگران اصلاح طلب اتخاذ کرده، حالا یک خط درمیان فریاد می زند که “سرهنگ” نیست و حقوق دان است! خود را شهسوار آزادی و آزادگی خوانده و حرف از “اشتی با دنیا” می زند.

روحانی به خوبی متوجه شده که بدنه اصلاح طلبان، هیچگاه در بند “آرشیو” نبوده و به سادگی از گذشته و سوابق اشخاص می گذرند. او فهمیده که قاطبه اصلاح طلبان، ثبات چندانی در مواضع خود ندارند و بیش از آنکه به تحلیل و تفکر شخصی خود احترام بگذارند، چشمشان به موضع گیری رهبرانشان است. او فهمیده که “تحریم” و “تقلب” و اینهمه سر و صدای اصلاح طلبان پیرامون مخدوش بودن انتخابات در ایران، کف روی آب است و کافی است خاتمی و هاشمی موضعی بگیرند تا به یکباره، همه به آینده انتخابات امیدوار شوند!

از تکنوکراسی تا آریستوکراسی

“تکنو کرات” یکی از واژه هایی است که در این انتخابات مورد استفاده بسیاری از فعالان سیاسی بوده است. حامیان برخی از کاندیداها، رقبا را با این واژه تفسیر کرده و به آنها ایراد گرفته اند.

نمی دانم تا چه اندازه می توان از لفظ “تکنوکرات” برای توصیف حسن روحانی استفاده کرد. اما چیزی که از آن اطمینان دارم، آنست که روحانی و اطرافیانش، بیش از آنکه تکنو کرات باشند، “آریستوکرات” هستند.

یک نگاه اجمالی به حلقه اصلی اطرافیان روحانی در ۱۶ سال دبیری شورای امنیت، بخوبی مبین این مدعاست. شخص حسن روحانی و اطرافیان وی نظیر حسین موسویان، سیروس ناصری، حسین فریدون (برادر روحانی) و حتی محمود واعظی، جملگی از سرمایه داران قدیمی بالانشین بوده اند و سطح زندگی هیچکدامشان حتی مانند طبقات عادی و متوسط جامعه هم نیست.

روحانی و اطرافیانش هیچگاه در میان مردم عادی نبوده اند. اگر کسی فقط یک عکس یا فیلم یا سند از حضور روحانی در میان محرومین و اقشار پایین دست جامعه (البته نه در ایام انتخابات! بلکه در سالهای اخیر) به من نشان دهد، من همه این حرفها را پس می گیرم.

مردم ایران، هم در سال ۸۴ و هم در سال ۸۸، واکنش سختی به آریستوکراسی و اشرافیت مسئولان نشان دادند. مردم ثابت کرده اند که خاک کف پوتین رزمندگان دفاع مقدس را محترم تر و ارزشمند تر از فلان مدرک لیسانس و دکترا از فلان دانشگاه پرطمطراق غربی می دانند. جای بسی تعجب است که بعد از این سالها، مجددا یک عده دل به مدیریت اشراف و آریستوکرات ها بسته اند؛ آنهم در شرایطی که این عزیزان، همواره منتشان بر سر مردم است و جملگی برای “نجات” کشور آمده اند!

حرکت به جلو یا بازگشت به گذشته؟

در بین اشارات مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات آتی، جذاب ترین و مهم ترین فرمایش ایشان از نظر من، لزوم حرکت به جلو و نفی عقب گرد جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی عرصه آزمون و خطا و عقب گرد نیست و وقتی مردم، از رفتارهایی نظیر اشرافیت و دیوانسالاری عبور کرده اند، بازگشت به گذشته یک اشتباه استراتژیک خواهد بود.

وقتی علی اکبر ترکان در مستند انتخاباتی روحانی، صراحتا می گوید که رئیس جمهور بعدی باید “درجا” بدهد تا هر کس در جای خود قرار بگیرد، این بدان معناست که از نظر روحانی، او و اطرافیان کهنه کار و تاریخ گذشته اش، تنها مدیران لایق جمهوری اسلامی هستند و هر کس بعد از آنها آمده شایسته مدیریت و تصدی پست ها نبوده و باید جای خود را به مدیران گذشته بدهد!

فارغ از اینکه مدیران دولت های سازندگی و اصلاحات تا چه میزان شایسته بوده اند و در چارچوب ارزشهای انقلاب اسلامی فعالیت نموده اند، هجوم اتوبوسی آنها به دولت آینده، جلوه ای از “بازگشت به عقب” در نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.

اکبر ترکان تا کی باید در این کشور وزیر باشد؟ محمدرضا نعمت زاده چطور؟ آیا چنانچه روحانی رئیس جمهور شود، مجددا موسویان و ناصری مسئول پیگیری پرونده هسته ای می شوند؟

ریشه این عقب گردها و درجا زدن ها فقط یک چیز است. اردوگاه اصلاحات و سازندگی، در تمام این سالها قادر به تربیت نیروهای جدید و شایسته نبوده و تمام تکیه آنها بر مدیران سنتی، کهن سال و تاریخ گذشته شان است. اگر خدای متعال صد سال دیگر به هاشمی و خاتمی عمر بدهد، در هر انتخاباتی که در صد سال آینده برگزار می شود، این دو نفر گزینه های اصلی اصلاح طلبان خواهد بود؛ چرا که آنها نتوانسته اند چهره های مقبول و جدیدی به جامعه معرفی کنند.

نتیجه این فرآینده آن است که صحنه گردان کمپین حسن روحانی به عنوان کاندیدای اصلی اصلاح طلبان، مدیران قدیمی اصلاحات و سازندگی هستند و تعداد چهره های جدید و کم سن و سال تر در این جبهه، به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد.

ریاست جمهوری حسن روحانی یک عقب گرد آشکار است؛ عقب گردی که به لطف اشکالات ساختاری جمهوری اسلامی، شانس به قدرت رسیدن پیدا کرده است. پیش بینی من این است که مردم ایران، روی خوشی به بازگشت به گذشته نشان نخواهند داد.

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد

۴ نظر به “به چه کسی رای نمی دهم؟ ۲/ حسن روحانی”

  1. نصرت الهی می گوید:

    سلام
    با مطلب«هنوز مانده تا هاشمی را بشناسید!(۲)
    بروزم.

    یاعلی

  2. فرید می گوید:

    سلام
    اینکه میفرماید اصلاحات نیروی جدید تولید نکرده، درست… اما فکر نمیکنید دلیل اصلی اش محدودیتهاییه که برای اصلاح طلبها درست کردن؟!
    یک اصلاح طلب در شرایط فعلی یا باید مثل عبدی و اصغرزاده و زیباکلام و… به کار رسانه ای اکتفا کنه و به فکر قدرت نباشه، یا اگر مثل تاج زاده و امثالهم بخواد در ساخت قدرت فعالیت کنه باید بره اوین آب خنک بخوره!!! و یا اینکه مثل عارف از بعضی مواضع اصلاح طلبانه عدول کنه تا کاری به کارش نداشته باشن…

  3. ناشناس می گوید:

    سلام دوست عزیز
    لینک مخاطبان دیدبان آماده دریافت مطالب تحلیلی وبلاگ شما می باشد
    در صورت عدم توفیق در بارگذاری لینک در بخش مربوطه به بخش تماس با ما مراجعه کنید و لینک مطالب خودتان را بگذارید تا مخاطب علاقه مند به وبلاگتان ارجاع داده شود
    http://www.didban.ir

  4. دیدبان می گوید:

    سلام دوست عزیز
    بخش لینک مخاطبان دیدبان آماده دریافت مطالب تحلیلی شماست
    در صورتی که آدرس مطلب جدید وبلاگ خودتان را در آن یا بخش تماس با ما بگذارید سعی خواهد شد مخاطب علاقه مند را به سمت وبلاگ شما ارجاع دهیم
    دیدبان
    http://www.didban.ir


درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132195