روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۹۲

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim//Uploaded/Image/13920221180458344508624.jpg

مطلقا از اتفاقات این روزها در ستاد انتخابات وزارت کشور خوشحال نیستم. در این شور و اشتیاق ظاهری بوجود آمده ناشی از برهم خوردن معادلات، کوچکترین اثری از شعور متعارف سیاسی و حتی پایبندی به آموزه های دینی و اخلاقی دیده نمی شود؛ هرچه هست هوای نفس و قدرت طلبی و بی قاعدگی هست و لاغیر!

- اینکه برخی از کاندیداها تا روز آخر و لحظات آخر تکلیفشان با خود و هوادارانشان مشخص نیست، جدا از ریشه ها و دلایلش، مبین بی برنامگی و در لحظه تصمیم گرفتن کاندیداهاست. کاندیدایی که از مدتها قبل برنامه ریزی کرده و برای اداره کشور حرف برای گفتن داشته و به مشکلات “فکر” کرده، تکلیف آمدن و نیامدنش روشن است و نیم ساعت باقیمانده به مهلت ثبت نام، ناگهان احساس تکلیف نمی کند که در صحنه شرکت کند! از این منظر، بدون تردید آنهایی که از مدتها قبل کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند شایستگی بیشتری برای انتخاب شدن دارند.

- حکایت کاندیداتوری اکثریت قریب به اتفاق نخبگان نامزد شده (مردم عادی که بماند!)، حکایت مفت بودن سنگ و گنجشک است. وقتی یک عالمه خبرنگار و رسانه منتظرند تا عکس و فیلم بگیرند و سر و صدایی برپا شود و نام فلان نامزد حتی برای لحظاتی کوتاه بر زبان ها جاری شود، چرا من کاندیدا نشوم؟! حداقلش این است که مردم من را در طراز ریاست جمهوری می بینند و سر زبان ها خواهم بود!

- کاندیداتوری آیت اله هاشمی رفسنجانی مسخره ترین اتفاق روز پایانی ثبت نام کاندیداها بود. از هر زاویه ای که به این مسئله نگاه می کنم، جز توهین به شعور مردم و به سخره گرفتن نظام چیز دیگری نمی بینم. این موضوع آنقدر زننده و زشت است که ترجیح می دهم در پست جداگانه ای به آن بپردازم.

- وضعیت کشور بگونه ای شده که هر کس از راه می رسد احساس می کند شایسته ریاست جمهوری بر مردم است. نمی دانم مقصر بوجود آمدن این وضعیت کیست، اما این مردم آنقدرها که بعضی فکر می کنند پیاده و کوته فکر نیستند که هر کسی لیاقت زعامت مدیریت اجرایی آنها را داشته باشد!

- از آنهمه آتش و دود و هزینه ای که بعد از انتخابات سال ۸۸ بر کشور تحمیل شد، هنوز چهار سال نگذشته است! خیلی زور دارد که آدمهای معترض در آن سال، حالا بدون آنکه به روی مبارک بیاورند مجددا راهی ستاد انتخابات شوند و برای نامزدی در انتخاباتی که با همان سازوکار چهارسال قبل و همان آدمها و همان شرایط برگزار می شود، ثبت نام کنند! انگار نه انگار که همین آدمها انتخابات ریاست جمهوری را قرین تقلب و خدعه و مخدوش می دانستند!

- وضعیتی که در این پنج روز شاهد آن بودیم (و احتمالا در روزهای آتی به اوج خواهد رسید) نه با منطق علم سیاست می خواند، و نه منطبق با آموزه های شرعی و اخلاقی است. سیاستگذاران و متفکران نظام باید یک فکری به حال این حالت شترگاوپلنگی فضای سیاسی کشور بکنند. یکجای کار می لنگد که آقایان نمی توانند بر شهوت قدرت طلبی و پست پرستی خود غلبه کنند و چپ و راست خودشان را برای انتخابات نامزد می کنند!

- شور بدون شعور آفت فضای سیاسی کشور است. هنر نیست که یک سری آدم دوره بیفتند و شور کاذب درست کنند و التهاب و هیجان به خورد مردم بدهند. مادامی که نتوانیم از این شور بی شعور عبور کنیم، برای نخبگان شاید، ولی برای مردم کلاهی از این نمد دوخته نخواهد شد.

- محمود احمدی نژاد… ترجیح می دهم سکوت کنم؛ آینده بسیار بدی را برای او و اصحابش پیش بینی می کنم. بدتر و سیاه تر از پیش بینی های گذشته… .



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

نوشته‌های تازه

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132250