روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۱

الف – اپوزوسیون

-  برای ارائه تصویر چرک و سیاه از ایران، اتفاقی نظیر زلزله، به تنهایی یک فرصت کم نظیر است. فقط گزینش مناسب و  انتشار عکس های دستچین شده از زلزله، برای ترسیم یک چهره تاریک از ایران کفایت می کند. برای نمونه این عکس ها را ببینید.

- مثل همیشه می توان عملکرد مسئولان در امداد و نجات و مدیریت بحران بعد از زلزله را زیر سئوال برد. در اینجا فکت ها و اخبار جایی ندارند. برد با کسی است که در مظلوم نمایی و هوچی گری دست بالا را دارد. مخصوصا وقتی پای اشک و آه در میان است، یک کاربر فیس بوکی که پشت لپ تاپ نشسته و چیپس خوران، اخبار زلزله را دنبال می کند، خیلی راحت می تواند عملکرد فلان مسئول محلی حاضر در محل حادثه را زیر سئوال ببرد!

- روز قدس؟! شوخی می کنید؟! مردم زیر خاک مانده اند آنوقت شما حرف از حمایت از فلسطین می زنید؟! آه. امروز قدس ما آذربایجان است! نه غزه نه لبنان فقط زلزله آذربایجان!

- زلزله بدون شک یک فرصت مناسب برای ابراز وجود است. برای آنکه کاربران فیس بوک و توئیتر، از احساس بی خاصیت بودن فاصله بگیرند. برای آنکه خودشان را “موثر” ببینند. آنها وجود دارند، برای کمک به آسیب دیدگان دهها صفحه و پست و نت و لایک و شر و … دارند. همه آنهایی که کوچکترین نقشی در گذشته و حال و آینده این کشور نداشته اند حالا می توانند ابراز وجود کنند، لایک بزنند، کمپین جمع آوری کمک برای زلزله زدگان براه بیندازند. در یک کلام؛ زلزله فرصتی است برای خیل بیشمار کاربران فضای مجازی برای آنکه خودشان به خودشان بقبولانند که، “آنها هم هستند”.

- اگر زلزله آمد و در فضای احساسی بعد از آن، یک نفر نخواست کمک مالی یا غیرمالی به زلزله زدگان بکند چه؟ آیا راه بر او بسته است و باید نگران قضاوت دیگران باشد؟ پاسخ منفی است. در این شرایط یک راه ساده وجود دارد: زیر سئوال بردن نهادهای امداد رسان! از کجا معلوم کمک ما به دست زلزله زدگان برسد؟ از کجا معلوم کمیته امداد پول ما را خرج فلسطین و سومالی و میانمار نکند؟ در زلزله قبلی دوست من یک گونی برنج فرستاده بود، بجای بم سر از غزه درآورده بود، بجان خودم!!!

ب- پان ترکها

- طبیعی است که این جماعت، از هر فرصتی برای ابراز وجود استفاده می کنند. مثلا عکسی از محموله کمک های ترکیه به میانمار انتخاب کرده و بعنوان کمک ترکیه به زلزله زدگان ایران آن را منتشر می کنند. آنها طبق معمول، حداقل شعور و حافظه را هم برای مخاطبانشان در نظر نمی گیرند!

- زبان در توصیف میزان جهل این جماعت قاصر است!

ج- بی دینها

- همزمانی وقوع زلزله با آخرین شب از لیالی قدر، چشمه خلاقیت برخی را جوشانده است! لیلا حاتمی همان شب عکسی در گوگل پلاس شر کرده و ذیل آن نوشته: “دستانی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از دستانی هستند که رو به آسمان دعا می‌کنند…” این پست ۶۲۶ بار لایک خورده و ۲۴۷ بار ریشر شده است.

- این یکی دیگر شاهکار است! عکسی از یک سگ امداد رسان منتشر کرده و ذیل آن نوشته:

“سگ نجس است سگ نماز ندارد سگ سک ..
ادما این همون حیوان نجس است ..
پ.ن:- ان چیزی که خیلی ها نداشتند در این زلزله .. “غیرت” بود که او داشت” یک نفر پای عکس کامنت گذاشته:
hamooni ke taradodesham mamnooe…ghahremane najes
- از این موارد اگر بگردید فراوان پیدا می کنید.

د-مخالفین دولت

- فرضا شما با سیاست خارجی دولت مشکل دارید. با سیاست داخلی آن هم همینطور، با رئیس جمهور هم، اصلا در یک کلام، با صدر تا ذیل دولت مشکل اساسی دارید. حالا با وقوع یک زلزله دلخراش، می خواهید همه اینها را با هم پیوند بدهید. انصافا کار دشواری است؛ نیست؟

“بازتاب امروز” اینکار را انجام داده. در همان روز اول تیتر زده که “فرض کنید زلزله زدگان ایرانی هم طرفدار بشار اسدند، به دادشان برسید!”. یکجوری سوریه را به رزقان پیوند داده که مخاطب با همان گاه اول شگفت زده شده و عمق نفرت و کینه گردانندگان این سایت نسبت به دولت را متوجه شود! بماند که بعدا خواسته با توضیحاتی این رویکرد کینه توزانه را توجیه کند.

-عربستان سعودی بهمراه متحدانش قصد دارند سوریه را از سازمان کنفرانس اسلامی حذف کرده و ائتلاف مستحکمی بر علیه ایران تشکیل دهند. در همین راستا احمدی نژاد طی یک سفر از قبل برنامه ریزی شده، به مکه می رود تا جلوی تشکیل این ائتلاف شوم را بگیرد. پر بیراه نیست اگر این سفر را مهمترین سفر دیپلماتیک رئیس جمهور در یکی دو سال گذشته بدانیم.

در چنین شرایطی عصر ایران پرسیده “آقای رئیس جمهور کجا رفتید؟!” و در متن آورده: “در چنین شرایطی آقای احمدی نژاد شال و کلاه کرده است و به سفری غیر ضرور خارجی رفته است که حتی اگر در صورتی که زلزله هم نمی آمد ، کارشناسان و صاحب نظران بسیاری معتقد بودند که رییس جمهوری نباید به چنین سفری برود …”!

ه- …. ها

- بهرام رادان برای بازماندگان زلزله “پیام” داده است!

توضیح بیشتری ندارم!

 

پی نوشت ۱: قلم از انعکاس عمق اندوه ناشی از زلزله آذربایجان عاجز است. با تک تک سلولهایم با هموطنان آذری آسیب دیده ابراز همدردی می کنم.

پی نوشت ۲: در عالم خلقت حیوان پرنده ای وجود دارد که شامه قدرتمند آن، از دویست کیلومتری جنازه حیوانات دیگر را شناسایی می کند. بعد از آن، حیوان به هم گروههایش علامت داده و در مدت زمان بسیار کوتاهی، بصورت گروهی بر سر لاشه ها حاضر می شوند و از آن تغذیه می کنند. هروقت چگونگی بروز چنین اتفاقی را تجزیه و تحلیل کردید، احتمالا متوجه می شوید که از یک زلزله جانسوز، چطور اینهمه آدم می توانند “نان” بخورند!

پی نوشت ۳: این نوشته آهستان را هم بخوانید.

پی نوشت ۴: عملکرد صدا و سیما قابل دفاع نیست. نه اینکه قصد و غرضی باشد؛ رسانه ملی جایگاه “خبر” را نمی داند. تعریف خبر را نمی فهمد. اهمیت خبررسانی بموقع را درک نمی کند، و همه اینها در پوشش حادثه ای مثل زلزله، به یکباره به چشم می آید.


شهرری
۰۵ ۱۶م, ۱۳۹۱

http://www.smsfa.org/wp-content/uploads/2012/08/Sooryan2012.jpg

بخاطر ندارم در مسابقه ای (هرچند کوچک و غیرمهم) ورزشکاری از تجریش افتخار آفرینی کرده باشد. هرچقدر در مسابقاتی مثل المپیک منتظر رویت دلاوری از خطه زعفرانیه و سعادت آباد و فرشته و فرمانیه و نیاوران وشهرک غرب و امثالهم می مانم، به جایی نمی رسم.

بعید می دانم پول و امکانات ورزشکاران شمال تهران بیشتر از بچه های شهرری باشد. باید دید این خاک چه دارد که امثال حمید سوریان و علیرضا دبیر تحویل ورزش جهان می دهد.

مدال طلای بی چون و چرا و کشتی های خیره کننده سوریان در المپیک به کنار؛ من آنقدر تحت تاثیر متانت کلام، موقعیت شناسی و فهم بالای حمید سوریان در مصاحبه هایش قرار گرفته ام که سخت مایلم بدانم، این خاک شهرری است که اینچنین بچه هایی را تربیت می کند یا عوامل دیگری دخیل هستند؟

شهرری آبروی تهران است. بدون شک…



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132200