روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۰

من هم موافقم که مقایسه اتفاقات لندن و تهران از اساس اشتباه است. این حوادث هم در ماهیت و هم در فرم کاملا متفاوتند.

ریشه اتفاقات انگلستان، تبعیض و فقر است. این، جلوه عریان “نژاد پرستی” است که هراز چندگاهی از گوشه ای بیرون میزند و اقشار پایین تر که همیشه در معرض تبعیض بوده و هستند، واکنش های آنچنانی نشان می دهند. همین که مقامات انگلیسی، در چند روز اول معترضین را یک مشت “گنگ” و اراذل و اوباش می خواندند دلیلی بر این مدعاست. بگذریم از اینکه در چند روز گذشته تحلیل ها و اظهارات طرفداران حکومت انگلستان اندکی چرخش داشته و اکنون همه حرف از لزوم رفع تبعیض و فقر در اقشار پایین دست جامعه بریتانیا می زنند. حالا این عده، جملگی بدنبال “ریشه یابی” علل ماجرا هستند!

این در حالی است که ماهیت حوادث ایران، دقیقا عکس اتفاقات انگلستان بود. اشخاصی که عمدتا از طبقه متوسط به بالای جامعه بودند، صرفا برای تحمیل خواست خود بر اراده اقشار مستضعف و محروم جامعه، به خیابان ها ریختند و هشت ماه کشور را به خود مشغول کردند و دهها ضرر آشکار و پنهان به کشور وارد کردند. این عده حاضر نبودند رای اکثریت را بپذیرند و میخواستند به هر قیمتی که شده، اراده جوانان بالای شهر نشین را بر کارگر زحمتکشی که نخواسته اسیر خواست اتحاد قدرت و ثروت شود تحمیل کنند. بدیهی است که نمی توان “نژاد پرستی” حاکم بر غرب را با “زیاده خواهی” مرفهین در ایران یکی دانست.

جالبتر آنکه مقامات انگلستان و طرفدارانشان، این روزها شدیدا سنگ قانون را به سینه می زنند و اعتراض و آشوب را در کشوری که قانون دارد مردود دانسته و دولت را در سرکوب این اعتراضات، با توجیه لزوم “حاکمیت قانون”، ذیحق می دانند. در حالی که در سرتاسر حوادث بعد از انتخابات ایران، حتی یک نفر از مقامات غربی یا طرفدارانشان معترضین را به بازگشت به “قانون” دعوت نکرد. هرچقدر که جمهوری اسلامی و طرفدارانش، معترضین را به رجوع به قانون و اعتراض از مسیر قانونی فرا می خواندند، در گوش غرب و دولتمردان و حامیانش نمی رفت.

روح “نژاد پرستانه” حاکم بر غرب باعث می شد و می شود که نژاد برتر، قانون را مختص خود بداند و دولتهای اسلامی و شرقی را جزو اقدام بربر بداند که مردمانش حق دارند در صورت اعتراض قانون را زیر پا له کنند و مثل اقوام اولیه به خیابان بریزند و بزنند و ببرند و آتش بپا کنند!

حوادث ایران و انگلستان از حیث واکنش حکومت هم قابل قیاس نیست. در شش روزی که از آغاز اعتراضات  انگلستان گذشته، شش نفر کشته شده و بیش از هزار و پانصد نفر دستگیر شده اند؛ ضمن اینکه دولت انگلستان طی مدت شش روز، برای ششصد نفر دادگاه تشکیل داده است!  یعنی بطور متوسط هر روز یک کشته و دویست و پنجاه نفر زندانی و صد نفر دادگاهی! این اعداد را مقایسه کنید با کشته ها و دستگیر شدگان هشت ماه آشوب و بلوا در ایران! اگر دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی میخواست مثل حکومت انگلستان، اغتشاشات را سرکوب کند می بایست شاهد حدود ۲۴۰ کشته و شصت هزار زندانی و ۲۴۰۰ نفر دادگاهی باشیم. بنظرم این اعداد به تنهایی گویای تفاوت واکنش حکومت های ایران و انگلستان به اعتراضات باشند!

رویکرد رسانه ای غرب در قبال این حوادث تفاوت دیگر ماجراست. استاندارد دوگانه رسانه های غربی آنقدر واضح و روشن است که بعید می دانم نیاز به تحلیل آنچنانی داشته باشد. از همان ابتدا وزارت خارجه بریتانیا بگونه ای به بی بی سی خط داد که همه حوادث انگلستان را، اغتشاش و آشوب اراذل و اوباش قلمداد کرده و در سایه آن، سرکوب و محدودیتهای دولت انگلستان را توجیه کند. من به کارمندان وطنی بی بی سی که مجبورند به ساز مدیرانشان برقصند و در هر شرایطی عملکرد دولت بریتانیا را توجیه کنند خرده ای نمی گیرم. بالاخره وقتی آدم نان یک دولت را می خورد، طبیعی است که نتواند بر خلاف دستورات دیکته شده کاری بکند و این موضوع همه جا صدق می کند و ایران و انگلستان ندارد. تفاوت ماجرا اینست که ایران هیچوقت نظیر انگلستان تابلوی آزادی خواهی را بالا نبرده و نان دمکراسی را نخورده است. تاسف برانگیز است که فلان مجری بی بی سی فارسی که در جریان حوادث بعد از انتخابات از محدودیت پیامک و سرویس های ارتباطی خون گریه می کرد، حالا باید برای کنترل شدید دولت انگلستان بر توئیتر و فیس بوک، استدلال بتراشد و توجیه بسازد!

حکایت بعضی هموطنان غرب پرست ما صورت جالبی بخود گرفته است! همانهایی که به جمهوری اسلامی بخاطر واکنش به تظاهرات و اغتشاشات و آتش زدن ها و تخریب ها در سطح عمومی ایراد می گرفتند، حالا حکومت انگلستان را بخاطر واکنش سفت و سخت به معترضین تحسین می کنند! گویی برقراری ثبات و آرامش برای انگلستان خوب و برای ایران بد است. استقرار پلیس در خیابانهای لندن نوید بازگشت آرامش و امنیت و ثبات را می دهد، اما اگر در ایران پلیس در خیابان حاضر باشد، نمایانگر جو امنیتی و پلیسی و خفقان و خشونت خواهد بود! چه کسی است که این استاندارد دوگانه را نبیند؟!

نتیجه مشخصی که از اتفاقات اخیر انگلستان، و واکنش ها و بازخوردهای آن می توان گرفت آن است که منطق نژاد پرستانه غربی، در حرف و عمل به بن بست رسیده است. حامیان سبز و غیرسبز غرب در هر صورت نمی توانند این نژادپرستی آشکار را توجیه کنند. مطمئن نیستم؛ شاید خودشان هم بدانند که حنایشان دیگر رنگ ندارد.



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

نوشته‌های تازه

آمار

  • کاربران حاضر: 2
  • کل بازدیدها: 132219