روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای تیر, ۱۳۹۰

آهنگرانی ها
۰۴ ۲۵م, ۱۳۹۰

مستند “ده نمکی ها” ی پگاه آهنگرانی را به تازگی دیدم. قصد پرداختن به فرم ضعیف و ابتدایی، تدوین ناشیانه و ساختار غیرحرفه ای و کودکانه این مستند هم ندارم. ضمنا تاکید می کنم که این نوشته ارتباطی با بازداشت آهنگرانی در این روزها ندارد.  چه آنکه ارزشی برای کسانی که هنر را قربانی اهداف سیاسی و بازی های زودگذر رسانه ای می کنند قائل نیستم.

آنچه مرا واداشته با وجود یک عالمه کار عقب مانده بنشینم و از مستند ضعیف آهنگرانی بنویسم، نگاه تکراری و زشت مستندساز و کارشناسان خودخوانده فیلم است که مانند بختکی برروی این قشر منزوی و روشنفکر مآب جامعه افتاده و انگار حالاحالاها قصد ندارد این عده را از یوغ خود برتر بینی و دوگانه زنگ زده”عوام – خواص” برهاند.

فیلم با اظهار نظر چند تن از بینندگان اخراجی ها آغاز می شود. عمده کسانی که کارگردان برای ابتدای فیلمش انتخاب کرده طرفدار اخراجی ها هستند. این در حالی است که بعد از این اظهارنظرها و اظهارات خود ده نمکی، پگاه آهنگرانی خودش وارد میدان می شود و اینگونه درباره فیلم قضاوت می کند: “فیلم رو شاید ده پونزده بار با مردم دیدم. خوش بودن. میخندیدن. بعضی وقتها حتی دست هم میزدن. البته خودم اصلن خندم نگرفت. خوشحال هم نشدم. بیشتر معذب شده بودم…”

تا اینجای کار کارگردان تلاش می کند خودش را از مردم “جدا” نشان بدهد و تاکید کند که اخراجی ها مردم را میخنداند اما او را نمی خنداند. این نگاه عاقل اندر سفیه مستند ساز به مردم، با اظهارات سراسر تکبر و غرور کارشناسان و منتقدان مورد علاقه وی تکمیل می شود.

“عرصه مورد علاقه حاکمیت از عقلا خالی شده؛ لذا به تنها شکلی که میتوان اونها رو وادار به سکوت کرد آوردن عوام به میدونه.” عبدالجبار کاکایی خود و همفکرانش را از “عقلا” می داند و اخراجی ها را تلاش حاکمیت برای آوردن “عوام” به میدان می داند؛ و این یعنی اینکه او پذیرفته که عامه مردم با این عقلای خود خوانده و متبختر مشکل دارند: “لذا از همه روشهایی که ولو یک زمانی برای خودشون غیر مجاز بوده استفاده می کنن تا بتوانن پاسخگوی میلی باشن که در مخاطب عام هست.” این جملات به نوعی اعتراف دردناک جریان روشنفکری است که می داند میل عامه مردم در تقابل با حس خودبرتر بینی و دور شدن آشکار قشر منزوی “عقلا” از مردم است.

“نوع صحبتهای سیاستمداران ما میتونه به نوعی با قهرمانهای اخراجیهای ۲ همسان باشه. یعنی اونها هم به بهانه مردمی صحبت کردن، یک معیارهایی رو زیر پا میگذران”. این جملات گهربار از دهان کسی بیرون میاید که سردبیر روزنامه منتسب به رئیس دفتر رئیس جمهور است. اگر این انتساب درست باشد، باید آفرین گفت به رئیس جمهوری که رئیس دفترش یک چنین طرز فکری را بر روزنامه خود حاکم کرده است!

شاهکار بعدی متعلق به کارگردانی است که در آمریکا تحصیل کرده. لذا خود را محق می داند که چنین نگاه سخیف و بیشرمانه ای به جامعه ایران داشته باشد: “جامعه، گرایش اصلی فرهنگیش مبتذله… معمولا فیلمهای بد میفروشن و فیلمهای خوب کمتر میفروشن یا اصلا نمیفروشن.” این حرف یعنی اگر مردم نخواستند فیلم “صداها” ی من را ببینند، قطعا فیلم من خوب بوده و این مردم هستند که گرایش مبتذل دارند!

گیجی جریان روشنفکری جزم اندیش حاکم بر سینما در اظهارات منتقد بعدی به اوج می رسد. جایی که احمد میر احسان، سرگشتگی خود و سایر “آهنگرانی ها” را اینچنین روایت می کند: “چنین تحلیل هایی اساسا مانع این نیست که ما ادراک ژرف تری از علت موفقیت این سینما داشته باشیم…چرا جامعه ۳ میلیارد تومن پول میده و بدون زور، بدون فشار و بدون هیچ کار خاص میره این فیلم رو میبینه و راضی بر میگرده؟!”

این نگاه کوته فکرانه عقلای خودخوانده به عامه مردم چیز جدیدی نیست؛ سال هاست که روشنفکران مردم گریز، در پیش بینی جریان آب اشتباه می کنند و ناتوانی خود در فهم درست مسائل اجتماعی را به گردن عامه مردم میندازند. انتخابات تنها یکی از جلوه های عقب افتادن این جریان از مردم است که وقتی کف گیر فهم اجتماعی و تحلیل درست جامعه شناسانه شان به ته دیگ می خورد، آسان ترین راه را کوبیدن زیر میز بازی دانسته و مثلا ندای “تقلب” سر می دهند.

تبعات اجتناب ناپذیر این طرز فکر، انزوای روز افزون جریان روشنفکری است که مثل اختاپوس بر سینمای ایران چنگ انداخته و حاضر نیست در برابر فهم مردم سر تعظیم فرود آورد.

مستند ضعیف آهنگرانی ارزش پرداختن بیشتر ندارد؛ چرا که از لحاظ فرم حرفی برای گفتن ندارد و محتوای آن نیز چیزی جز تکرار یک شعار نخ نمای روشنفکری نیست.

امثال آهنگرانی به این زودی ها نخواهند توانست حرف مردم را بفهمند. این قشر منزوی وقتی می بینند سه فیلم اول یک بچه دهاتی بی ادعا بیست میلیارد تومان فروخته چاره ای جز بده و بیراه گفتن به مردم ندارند. فکر نمی کنم عامه مردم هم اصرار داشته باشند این قشر از پیش باخته را از جهل تاریخی اش بیرون بیاورند. قهقرای “خواص” دور از مردم موضوع جدیدی نیست؛ اگرچه شاید شیب تندتری بخود گرفته باشد.



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

نوشته‌های تازه

آمار

  • کاربران حاضر: 2
  • کل بازدیدها: 132222