روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای فروردین, ۱۳۹۰

جریان انحرافی؟!
۰۱ ۲۸م, ۱۳۹۰

داشتم مواد مطلب پیش رو را در سر می پروراندم که ناگهان خبر استعفای وزیر اطلاعات به چشمم خورد. گفتم خدا را شکر؛ شاهد از غیب آمد.

این روزها اصرار برخی از سیاسیون و نخبگان بر “انحرافی” خواندن خط مشایی و تقدیس احمدی نژاد تبدیل به یک فرآیند همه گیر در میان اصولگرایان شده است.

خنده دار است؛ کسانی که احمدی نژاد را هدیه خداوند خوانده و سمبل اصولگرایی می انگارند، در بیخ گوش وی رگه های انحراف و فراماسونری کشف می کنند!

تلاش مذبوحانه برخی در جدانمودن مسیر احمدی نژاد و مشایی در حالی است که رئیس جمهور بارها و بارها خود را مرید و دلداده مشایی ذکر نموده است.. داستان آن بنده خداست که دوستش به او گفت تو مرده ای چون منبع خبر مرگت موثق بوده!

حالا این بزرگواران اصرار دارند که به نقل از منابع موثق خود، احمدی نژاد را جدا از مشایی بدانند. در حالی که نزدیکی ارتباط مشایی و احمدی نژاد لحظه به لحظه مکشوف تر می شود. و در حالی که مشایی در تمامی عزل و نصب های احمدی نژاد، تاثیر مستقیم دارد (نظیر تغییر وزیر اطلاعات). دوستان ما خودشان را فریب می دهند نه کس دیگری را.

از این منظر، نوشته شجاعانه آهستان را می ستایم. جدا کردن مشایی از احمدی نژاد فقط و فقط دل خود این عزیزان را شاد می کند تا چند صباحی خود را فریب داده و دچار “خودامیدواری” به آینده شوند!

اشتباه نشود؛ من اصلا در موضع تعیین حق و باطل ماجرا نیستم. ممکن است حامیان مشایی (از جمله شخص رئیس جمهور) راست بگویند. ممکن است مشایی آن چیزی نباشد که امثال حاج سعید حدادیان از وی می سازند. شاید هم برعکس باشد و همه آنچه امثال زاکانی و توکلی و مطهری در خصوص مشایی می گویند صحت داشته باشد.

اما یک چیز مشخص است. احمدی نژاد همانطور که خودش بارها اظهار داشته، با مشایی زاویه اعتقادی ندارد.

مشایی و احمدی نژاد چه حق باشند و چه باطل “هردو” در یک مسیر قرار دارند.

بهتر است که این عده از دوستان خوش خیال دست از فرافکنی و فریب دادن یکدیگر بپردازند و از این بازی مضحک “تقدیس احمدی نژاد – تکفیر مشایی” دست بردارند.


تردیدی نیست که اقتصاد یکی از مهمترین شئونات زندگی مردم است. در این شرایط حساس جهانی، توجه به پیشرفت اقتصادی و ارتقای شاخص های اقتصادی کشور یک اتفاق فرخنده و نوید بخش است.

بحث های زیادی در این رابطه وجود دارد که خود مجال دیگری می طلبد، اما نمی توانم ناراحتی خود را از گرفتاری پیش رو و روزگار تاریک “فرهنگ” در ایران عزیزمان پنهان کنم.

بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی ایران می گذرد. انقلابی که هویت فرهنگی دارد و حداقل روی کاغذ، ایده های جذاب و گره گشای فرهنگی برای ارائه به ملل جهان در چنته دارد.

نظام بعد از سه دهه به این نتیجه رسیده که باید در زمینه اقتصادی یک “جهاد” رخ بدهد. البته همین مفهوم جهاد اقتصادی اگر درست فهمیده نشود،‌ مشکلی بر مشکلات کشور خواهد افزود. سئوال اینجاست که چه زمانی تغییر و دگرگونی اساسی در فرهنگ ما اتفاق خواهد افتاد؟

قصد گزافه گویی نیست. بدون تعارف باید اذعان کرد که جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از شاخص های فرهنگی وضعیت چندان مناسبی ندارد. از یاد نبرده ایم که انقلاب اسلامی با هدف ارائه الگوی جدید در کلیه بخش های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و… به پیروزی رسید. قرار بود طراحی فرهنگی کشور در چارچوب اسلام ناب محمدی صورت پذیرد. در قیاس با آنچه که در روزهای آغازین نهضت در طالع نظام (آن هم بعد از سه دهه) دیده می شد، شاخص های فرهنگی ما در کدام نقطه قرار دارند؟

من هنوز هم نمی دانم در مبحث مهمی مثل فرهنگ،‌ بدبرنامگی نامطلوب تر است یا بی برنامگی؟  روزگاری در این کشور در عرصه فرهنگی بدبرنامگی بر کلیه امور فرهنگی حاکم بود. به این معنا که جهت برنامه ریزی مسئولان در مسیر صحیحی قرار نداشت و نتیجه آن شد که نباید می شد.

آنچه این روزها در عرصه فرهنگ دیده می شود بدبرنامگی نیست، بی برنامگی است. بسیاری از مباحث فرهنگی در کشور، رها و مغفول مانده اند. جامعه در این بخش ها فاقد هر گونه جهت دهی و برنامه ریزی منسجم و مدون است. در دهه سوم انقلاب اسلامی، عرصه فرهنگ انباشته شده از استخوان های لای زخم که بجای آنکه درمان شوند، به تاخیر انداخته می شوند.

حجاب،‌ بارزترین نمونه از این داستان غم انگیز است. ای کاش میشد درباره برنامه های فرهنگی نظام درباره موضوع حجاب بحث و بررسی کرد. افسوس که اساسا در این حوزه برنامه ای وجود نداشته که بخواهیم حول آن تبادل نظر کنیم.

اگر مسئولان در اندیشه بازنمودن دربهای جامعه بروی بی حجابی هستند، رسما آن را اعلام کنند و اهداف و انگیزه های خود را نیز از طرح این موضوع بیان کنند. اگر هم اراده نظام بر حجاب اجباری است، حداقل مسئولان محترم، خودشان این بحث را به رسمیت بشناسند. خنده دار است که در کشوری که سالانه برای تحقق حجاب اجباری اینهمه هزینه می دهد، خبرنگار خارجی در روز روشن و جلوی دوربین کشف حجاب می کند و رئیس جمهور مملکت امام زمان خم به ابرو نمی آورد!

اگر قرار است حجاب اجباری شود و مردم هم به سمتی بروند که با تمایل یا بدون تمایل حجاب را رعایت کنند، برنامه کشور برای این موضوع کدامست؟  اگر هم نظام پذیرفته که هر کس پوشش خود را به دلخواه خود انتخاب کند پس اینهمه داد و قال و هزینه برای چیست؟

مانور گشت ارشاد در سطح جامعه درست است؟ اگر گشت ارشاد مجددا راه اندازی شود تا چه میزان می تواند در باحجاب کردن مردم موثر باشد؟ اگر هم برخورد انتظامی با بدحجابی غلط است، راه حل جایگزین آن چیست؟ اصلا برخورد امنیتی با مسئله فرهنگی درست است یا خیر؟ اساسا تمایل به حجاب توسط مردم، باید قلبی باشد یا اجباری؟ خواست قلبی حجاب را چگونه می توان در مردم گسترش داد؟‌ احترام به حجاب اجباری و رسمی را چطور؟

من به شخصه پاسخ هیچ یک از سئوالات فوق را نمی دانم. ولی یک چیز را می دانم: تکلیف جامعه با موضوع حجاب روشن نیست. بخاطر همین است که هر چند وقت یکبار جو احساس مسئولیت، برخی از مسئولین را می گیرد و موتورسواران و ون سواران را به خیابان ها میریزند، آنها هم خودی نشان می دهند و بعد از چند وقت کل این بساط جمع می شود و مجددا روز از نو…

مسئله حجاب،‌تنها بخشی از “استخوان لای زخم” های متعدد فرهنگی جامعه است. مسائلی مانند موسیقی، تئاتر و سینما،‌ شادی و غم، سبک زندگی دینی، رسانه، تعامل با مظاهر فرهنگ غربی و … ، ‌تنها گوشه ای از فهرست بلندبالای مسائلی هستند که هیچگاه در این کشور “حل” نشده و بجای آن، فقط پاک شده اند.

من حدس می زنم (تاکید می کنم، فقط حدس می زنم) که رهبری نظام به اراده و عزم دولت در اصلاح درست امور فرهنگی کشور چندان خوشبین نیست. بویژه در این ایام که دولت توان خود در مسائل اقتصادی را به رخ همگان کشیده، ترجیح رهبری بر آنست که دولت فشل در مباحث فرهنگی، حداقل در مباحث اقتصادی خودی نشان دهد و چند گام به جلو بردارد.

در غیر اینصورت فرمایشات رهبری در باب مسائل فرهنگی و توصیه های متعدد ایشان به دولت درباره رفع مظلومیت از مقوله فرهنگ کماکان در اذهان باقی مانده است.

نمی دانم؛ شاید بهتر باشد دولتی که در زمینه فرهنگ، به چیزی شبیه بن بست رسیده،‌ حداقل در زمینه اقتصاد تکانی به وضع کشور بدهد و نوید یک اقتصاد بهتر را به کسانی بدهد که فرهنگ را “فراموش شده” می بینند.


داربــــــــی
۰۱ ۸م, ۱۳۹۰

من هیچ چیز درباره بازی قرمز و آبی نمی گویم.

شما فقط دیسیپلین سلطان را ببین…
[youtube=http://www.youtube.com/watch?v=7Vgb5E5kPjQ&feature=player_embedded]



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 2
  • کل بازدیدها: 132223