روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای دی, ۱۳۸۹

برای امپراطور
۱۰ ۲۵م, ۱۳۸۹

این دلنوشته را در شرایطی می نویسم که تیم ملی کشورمان با حضور افشین قطبی در کوران جام ملت های آسیا قرار دارد. صرفنظر از هر اتفاقی که در روزهای آتی برای تیم ملی بیفتد، این سطور را تقدیم می کنم به کسی که قبل از آنکه یک مربی خوب باشد، یک “انسان خوب” بوده و هست…

ادامه مطلب »


“در مورد حجاب ایرانی پرسیدم، یعنی وقتی جواب داد آب شدم … “چادری ایرانی می پوشند با مانتو کوتاه، این چادرها را هم مدام باد می زند و یا از سرشان می افتد، این فقط خود گول زدن است، خیابان نه برفی ست و نه بارانی، خانم با چکمه ساق بلند و شلوار و پالتو کوتاه پوشیده، این ها می خواهند خودشان را شبیه غرب کنند. غرب دارد کار میکند و خوشحال است از اینکه توانسته مانتوهای شما را یک وجب کوتاه و مقنعه هایتان را تبدیل به روسری های کوتاه کند…
الان روی پول های ما نمونه اش مشخص است، زن چادری که چادرش را می اندازد و باحالت عریان به سوی آتاتورک می رود…
غرب با کشور ما این کار را کرد، نگذارید آینده کشور شما مثل ما شود…”

اظهارات جالب بانوی تازه مسلمان ترکیه ای را از وبلاگ گلدختر بخوانید.


امروز تهران بهشت بود.

برای ما که از شدت استنشاق روزمره دود و دم، عقده باران و برف به دلمان نشسته بود، اولین برف زمستانی تهران بیش از حد دیدنی بود.

 این عکس های زیبا را امروز با گوشی موبایلم گرفتم.
زمستان 89، رودخانه درکه، بارش اولین برف زمستانی

رودخانه، درکه، برف، زمستان، ۸۹، تهران

اولین برف تهران در سال 89

برف، تهران، درکه، زمستان ۸۹

اولین برف زمستانی تهران

تهران، برف، زمستان ۸۹

نکته جالب آن بود که من امروز در سه منطقه تهران بودم. حوالی توپخانه (میدان امام خمینی) نه باران می بارید نه برف. از توپخانه تا پل گیشا بارانی بود. از پل گیشا به بالا برف می بارید. با خود گفتم خدایا، آب و هوا هم طبقاتی شد؟



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132249