روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای آذر, ۱۳۸۹

هوای این روزهای تهران نیاز به توضیح ندارد. هر کوی و برزن که باشی، هر در و پنجره ای که باز کنی، سرفه های مداوم است که می آید و می رود. می گویند کشنده است اما من فکر می کنم که از این موضوع کشنده تر، ماجراهایی است که در پس این آلودگی می گذرد.تهران آلوده“تهران” یک شهر حداقل دویست ساله است. جا و مکانش معلوم است. جمعیتش معلوم است. نیازها و امکاناتش معلوم است. جزیره گمشده سریال “لاست” نیست که افراد بدنبال اکتشاف زوایای پنهان آن باشند!

پایتخت کهنه ما مسئولین پر ادعایی دارد که در پس افتتاح این پروژه و آن پروژه، منت همیشگی شان بر سر مردم نگون بخت است. ناز و کرشمه های آنچنانی فلان همایش و بهمان کلنگ زنی آنقدر بی مزه و سرد شده که صرفا بدرد سوژه سازی “صرفا جهت اطلاع” محمد دلاوری می خورد.

این مسئولین پر سر و صدا و خوش صحبت اما، توانایی برآورده  کردن بدیهی ترین و ابتدایی ترین نیاز مردم شهر، یعنی نفس کشیدن بی درد سر را ندارند. اینهمه سال گذشته، چندین دولت و مجلس و جناح و شهردار و… عوض شده اند اما نفس کشیدن در تهران روز به روز دشوار تر می شود.

شهرداری با دولت مشکل دارد. دولت زیر بار مدیریت شهری نمی رود. اعضای شورا صرفا نقش بیننده ماجرا را دارند. مجلس که اصلا کاری به این حرف ها ندارد. کلیه نهادهای مسئول و غیر مسئول فقط می توانند ابراز نارضایتی کنند و برای مردم آه و ناله سر دهند.

در شرایطی که بزرگ و کوچک می دانند که منشا اصلی این آلودگی، خودروها هستند، هر اتفاقی در هر حوزه ای میفتد اما در دنیای بی در و پیکر خودروسازان، آب از آب تکان نمی خورد.

کار بجایی می رسد که رئیس پلیس راهور محترم ناجا، رسما اعلام می کند که خودروسازان داخلی، یک قطعه ضد آلایندگی را از خودروها حذف کرده اند تا هزینه ساخت خودرو پایین بیاید!

اینکه خودروسازی، بزرگترین عرصه تجلی ظلم به مردم شده و خودروهای دودی و بی کیفیت، با قیمت گزاف به مردم تحمیل می شوند به کنار؛ اینکه حق انتخابی برای مردم بیچاره نمانده و با هفت هشت میلیون تومان پول باید سوار پراید و آردی شوند هم به کنار؛ جوانمردی نیست که به رئیس پلیس محترم بگوید شما که می دانی چرا این خودرو های آلاینده را شماره می کنی؟!

خودرو ساز کم وجدان قطعه ضد آلایندگی را از خودرو حذف می کند، آنوقت من و شما باید برویم چندین ساعت در صف بمانیم و به آینده خیره شویم تا نوبت “معاینه فنی” ماشین دودی مان برسد!

مسئولین محترم هنرمندی می کنند و طرح زوج و فرد شدن تردد را در سرتاسر تهران اجرا می کنند. نمایندگان عزیز مجلس و مدیران شهرداری و کارکنان دولت و مسئولین که مشکلی ندارند؛ یا طرح ترافیک دارند یا با پلاک قرمز، هر زمان که بخواهند ماشین سواری می کنند. مردم بیچاره اما باید نیمی از هفته، خودروشان را از درب منزل بیرون نیاورند و حتی اگر در شعاع یک کیلومتری منزلشان خبری از مترو و بی آر تی و.. نیست، از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنند! یعنی اگر ۱۰ میلیون تومان بابت خرید خودرو پول به جیب دولت ریخته اند، به اندازه ۵ میلیون تومان اجازه استفاده از خودرو خود را دارند.

دولت پول مترو را نمی دهد یا شهرداری نمی تواند ایستگاه بزند؟ نمی دانم.
مسئولین گرامی اوج خلاقیتشان را به نمایش می گذارند؛ آقای حیاطی جمله ای می گوید که مفهومش اینست: فردا تعطیل؛ پس فردا هم تعطیل؛ فعلا تعطیل، تا ذرات معلق و غیر معلق گم و گور شوند یا بارانی ببارد.

ما که بدمان نمی آید؛ صورت مسئله را پاک می کنیم و می زنیم بیرون؛ به جهنم که چرخ مملکت می خوابد و اقتصاد ضربه می خورد و مردم از جیبشان هزینه می دهند.

تازه شانس با ماست که پایتخت نشینیم؛ اگر مثلا خوزستانی بودیم و از آلودگی رنج می بردیم که کلاهمان پس معرکه بود. نه خبری از تعطیلی بود نه گزارش لحظه به لحظه تلویزیونی و نه هیچ چیز دیگر.

ختم کلام؛

ما اگر از آلودگی هوا نمیریم، از این مدیریت اسفناک مسئولین پر ادعا و کم خاصیت شهرمان دق می کنیم. شک نکنید…

پی نوشت: ببخشید؛ ایده خارق العاده “آب پاشی هوایی” را از قلم انداختم!


درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132192