روزگـــار http://rouzegar.ir یادداشت های یک ذهن درگیر Sun, 16 Sep 2012 14:54:33 +0000 fa-IR hourly 1 http://wordpress.org/?v=3.4 بهار عربـــــی! http://rouzegar.ir/?p=423 http://rouzegar.ir/?p=423#comments Sun, 16 Sep 2012 07:55:52 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=423 یمن

تظاهرات ضد آمریکایی مردم در شهر های مختلف یمنتظاهرات ضد آمریکایی مردم در شهر های مختلف یمن

تونس

محاصره سفارت آمریکا توسط انقلابیون تونسیمحاصره سفارت آمریکا توسط انقلابیون تونسی

مصر (مقابل سفارت آمریکا)

محاصره سفارت آمریکا توسط انقلابیون تونسی

تظاهرات مردم مصر در میدان التحریر علیه هتک حرمت به رسول اکرم (ص)

تظاهرات مردم مصر در میدان التحریر علیه هتک حرمت به رسول اکرم (ص)

………

پی نوشت ۱: این عکس ها برای کسانی که تحولات اخیر منطقه را بهار دمکراسی خواهی می خوانند هدایتگر مناسبی است.

پی نوشت ۲: آنها که در برابر طوفان اسلامگرایی در منطقه، خودشان را به خواب زده اند، خدا بیدارشان کند :)

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=423 0
“تحریف در ترجمه”، بازی جدید بازندگان همیشگی! http://rouzegar.ir/?p=416 http://rouzegar.ir/?p=416#comments Fri, 31 Aug 2012 08:21:22 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=416

از دیروز که ماجرای ترجمه غلط صحبت های محمد مرسی در اجلاس عدم تعهد بر سر زبان هاست، هرکجا جستجو کردم نتوانستم بفهمم این اتفاق دقیقا در کدام شبکه و با چه کیفیتی انجام شده است.

من که صحبتهای اجلاس را از شبکه خبر دیده بودم، مشکلی در ترجمه آن نیافتم. العالم هم که اصل صحبتها را پخش کرده، و ظاهرا در ترجمه پرس تی وی هم مشکلی نبوده؛ می ماند شبکه ۱ و شبکه های رادیویی.

آنطور که بی بی سی ادعا کرده، صحبتهای محمد مرسی از این قرار بوده: “خانم ها، آقایان، همبستگی ما با مبارزات مردم عزیز سوریه علیه رژیمی سرکوبگر که مشروعیت خود را از دست داده، به همان اندازه که یک ضرورت سیاسی و استراتژیک است، یک وظیفه اخلاقی نیز محسوب می شود.”  و مجددا بنا به ادعای بی بی سی، مترجم شبکه ۱، این صحبت ها را اینگونه ترجمه کرده:

“برادران و خواهران عزیز، مساله همبستگی ما با ملت سوریه علیه توطئه ای که بر ضد آن کشور جریان دارد نباید فراموش شود. این وظیفه ای اخلاقی و وظیفه ای سیاسی و راهبردی است.”

درواقع اشتباه مترجم، تنها محدود به حذف چند عبارت از سخنان اصلی بوده است.

آنهایی که در شبکه های خبری، ترجمه های همزمان را دنبال کرده اند می دانند که چنین اتفاقی (یعنی عقب افتادن مترجم و حذف برخی از عبارات از صحبتهای اصلی در ترجمه) در بسیاری از موارد مرسوم و معمول بوده و بخاطر دشواری ترجمه همزمان، خیلی وقتها این اتفاق میفتد.

لذا صرفنظر از اینکه مترجم تعمدا این بخش از صحبتهای مرسی را حذف کرده یا سهوا، آنقدر خبط در ترجمه همزمان عجیب نبوده که امثال بی بی سی اینقدر شلوغ کرده اند.

در خصوص صحبتهای رادیویی هم، مجددا بنا بر ادعای بی بی سی، خطا در ترجمه در حد حذف و اضافه چند عبارت بوده و بنظر نمی رسد عمدی در کار بوده باشد.

حتی اگر مترجم در تحریف صحبتهای سخنران تعمد داشته، احتمالا این مسئله تصمیم شخصی وی بوده، و نه دستور از بالای مدیران صدا و سیما. عقل سلیم حکم می کند که اگر صدا و سیما از قبل قصد بر چنین تحریفی داشت، این اتفاق می بایست در همه شبکه ها (یالااقل شبکه های مهمتری مثل خبر و پرس تی وی) رخ بدهد، ونه شبکه های رادیویی با شنوندگان محدود!

برای من جای تعجب است که بعضی از دوستان و طرفداران انقلاب اسلامی، اینقدر راحت در زمین حریف بازی می خورند و اسیر قیل و قال های بعد از شکست دشمنان می شوند.

جالب اینجاست که شبکه حرفه ای مثل بی بی سی فارسی بخوبی می داند که خطا در ترجمه همزمان، یک اتفاق معمول است؛ بخاطر همین ابتدا صبر می کند تا ببیند این ادعا چقدر بازتاب داشته و بقول رسانه ای ها چقدر “می گیرد”! و بعد از اینکه واکنش ها به این خبر را تست کرده و پرداختن به آن را مثمر ثمر دانسته، حدودا Ûµ ساعت بعد از ماجرا، خبر آن را کار می کند.

در خبر تنظیم شده توسط بی بی سی هم، هیچ چیز ارزشمندی وجود ندارد. داستان ترجمه ها که طبق توضیحات بالا روشن است. گزارشی که از نحوه تنظیم خبر در خبرگزاری های داخلی کار کرده هم، هیچ چیز عجیبی ندارد.

بسیار طبیعی است که هر رسانه خبری، بخشی هایی از یک سخنرانی را گزینش کند و بقول معروف، زاویه نگاه خود را حفظ کند.

این هم چیزی است که بی بی سی بخوبی می داند، اما در شرایط جوگیری دوستان انقلابی و تشویش بوجود آمده، روایت های رسانه های داخلی را با آب و تاب پوشش می دهد.

برای چندمین بار باید به خودمان و دوستانمان یادآوری کنیم که قبل از بازی خوردن توسط دشمن شکست خورده (آنهم دشمنی که در خلال اجلاس عدم تعهد، تاریخی ترین ضربه را نوش جان کرده)، بخوبی درباره اخبار و شایعات موجود تحقیق کنیم. گاهی یک واکنش ناشایست، زمینه را برای ترک تازی دشمن فراهم می کند.

پی نوشت۱: صدا و سیما بدون درنگ و در اولین فرصت، باید با مترجم خطاکار برخورد نموده و شفافانه نتیجه را به اطلاع مردم برساند. مدیران رسانه ملی باید بدانند که “حفظ اعتماد مخاطب”، مهمترین وظیفه آنها بوده و هست و خواهد بود.

پی نوشت ۲: بعضی ها بویی از وجدان کاری و شرافت انسانی نبرده اند. اینها از هر فرصتی برای رونمایی از ذات پلیدشان استفاده می کنند. توضیحات بیشتر را اینجا نوشته ام.

پی نوشت۳: اجلاس عدم تعهد یک موفقیت بزرگ تاریخی برای ایران بود. مجموعه عوامل، میزبانی، حضور سران، ملاقاتها، سخنرانی ها و حواشی این اجلاس، آنقدر بازی را به نفع ایران تغییر داده که این مسائل حاشیه ای اصلا به چشم نمی آیند. این موفقیت را نخبگان سیاسی و کارشناسان امر به خوبی تشخیص می دهند. مشکل ما با انسانهای سطحی نگر و مغرضی است که بیشتر از آنکه عمق داشته باشند، سر و صدا دارند.

نوشتن از موفقیتهای اجلاس اخیر فرصت دیگری را می طلبد. ان شاءالله با گذشت زمان و سر فرصت، به گوشه هایی از این دستاوردها می پردازم.

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=416 25
همه “نان خور”های یک زلزله! http://rouzegar.ir/?p=401 http://rouzegar.ir/?p=401#comments Wed, 15 Aug 2012 01:00:12 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=401 الف – اپوزوسیون

-  برای ارائه تصویر چرک و سیاه از ایران، اتفاقی نظیر زلزله، به تنهایی یک فرصت کم نظیر است. فقط گزینش مناسب و  انتشار عکس های دستچین شده از زلزله، برای ترسیم یک چهره تاریک از ایران کفایت می کند. برای نمونه این عکس ها را ببینید.

- مثل همیشه می توان عملکرد مسئولان در امداد و نجات و مدیریت بحران بعد از زلزله را زیر سئوال برد. در اینجا فکت ها و اخبار جایی ندارند. برد با کسی است که در مظلوم نمایی و هوچی گری دست بالا را دارد. مخصوصا وقتی پای اشک و آه در میان است، یک کاربر فیس بوکی که پشت لپ تاپ نشسته و چیپس خوران، اخبار زلزله را دنبال می کند، خیلی راحت می تواند عملکرد فلان مسئول محلی حاضر در محل حادثه را زیر سئوال ببرد!

- روز قدس؟! شوخی می کنید؟! مردم زیر خاک مانده اند آنوقت شما حرف از حمایت از فلسطین می زنید؟! آه. امروز قدس ما آذربایجان است! نه غزه نه لبنان فقط زلزله آذربایجان!

- زلزله بدون Ø´Ú© یک فرصت مناسب برای ابراز وجود است. برای آنکه کاربران فیس بوک و توئیتر، از احساس بی خاصیت بودن فاصله بگیرند. برای آنکه خودشان را “موثر” ببینند. آنها وجود دارند، برای کمک به آسیب دیدگان دهها صفحه و پست و نت و لایک و شر و … دارند. همه آنهایی که کوچکترین نقشی در گذشته و حال و آینده این کشور نداشته اند حالا می توانند ابراز وجود کنند، لایک بزنند، کمپین جمع آوری کمک برای زلزله زدگان براه بیندازند. در یک کلام؛ زلزله فرصتی است برای خیل بیشمار کاربران فضای مجازی برای آنکه خودشان به خودشان بقبولانند که، “آنها هم هستند”.

- اگر زلزله آمد و در فضای احساسی بعد از آن، یک نفر نخواست کمک مالی یا غیرمالی به زلزله زدگان بکند چه؟ آیا راه بر او بسته است و باید نگران قضاوت دیگران باشد؟ پاسخ منفی است. در این شرایط یک راه ساده وجود دارد: زیر سئوال بردن نهادهای امداد رسان! از کجا معلوم کمک ما به دست زلزله زدگان برسد؟ از کجا معلوم کمیته امداد پول ما را خرج فلسطین و سومالی و میانمار نکند؟ در زلزله قبلی دوست من یک گونی برنج فرستاده بود، بجای بم سر از غزه درآورده بود، بجان خودم!!!

ب- پان ترکها

- طبیعی است که این جماعت، از هر فرصتی برای ابراز وجود استفاده می کنند. مثلا عکسی از محموله کمک های ترکیه به میانمار انتخاب کرده و بعنوان کمک ترکیه به زلزله زدگان ایران آن را منتشر می کنند. آنها طبق معمول، حداقل شعور و حافظه را هم برای مخاطبانشان در نظر نمی گیرند!

- زبان در توصیف میزان جهل این جماعت قاصر است!

ج- بی دینها

- همزمانی وقوع زلزله با آخرین شب از لیالی قدر، چشمه خلاقیت برخی را جوشانده است! لیلا حاتمی همان شب عکسی در گوگل پلاس شر کرده و ذیل آن نوشته: “دستانی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از دستانی هستند که رو به آسمان دعا می‌کنند…” این پست Û¶Û²Û¶ بار لایک خورده و Û²Û´Û· بار ریشر شده است.

- این یکی دیگر شاهکار است! عکسی از یک سگ امداد رسان منتشر کرده و ذیل آن نوشته:

“سگ نجس است سگ نماز ندارد سگ سک ..
ادما این همون حیوان نجس است ..
Ù¾.ن:- ان چیزی که خیلی ها نداشتند در این زلزله .. “غیرت” بود که او داشت” یک نفر پای عکس کامنت گذاشته:
hamooni ke taradodesham mamnooe…ghahremane najes
- از این موارد اگر بگردید فراوان پیدا می کنید.

د-مخالفین دولت

- فرضا شما با سیاست خارجی دولت مشکل دارید. با سیاست داخلی آن هم همینطور، با رئیس جمهور هم، اصلا در یک کلام، با صدر تا ذیل دولت مشکل اساسی دارید. حالا با وقوع یک زلزله دلخراش، می خواهید همه اینها را با هم پیوند بدهید. انصافا کار دشواری است؛ نیست؟

“بازتاب امروز” اینکار را انجام داده. در همان روز اول تیتر زده که “فرض کنید زلزله زدگان ایرانی هم طرفدار بشار اسدند، به دادشان برسید!”. یکجوری سوریه را به رزقان پیوند داده که مخاطب با همان گاه اول شگفت زده شده و عمق نفرت و کینه گردانندگان این سایت نسبت به دولت را متوجه شود! بماند که بعدا خواسته با توضیحاتی این رویکرد کینه توزانه را توجیه کند.

-عربستان سعودی بهمراه متحدانش قصد دارند سوریه را از سازمان کنفرانس اسلامی حذف کرده و ائتلاف مستحکمی بر علیه ایران تشکیل دهند. در همین راستا احمدی نژاد طی یک سفر از قبل برنامه ریزی شده، به مکه می رود تا جلوی تشکیل این ائتلاف شوم را بگیرد. پر بیراه نیست اگر این سفر را مهمترین سفر دیپلماتیک رئیس جمهور در یکی دو سال گذشته بدانیم.

در چنین شرایطی عصر ایران پرسیده “آقای رئیس جمهور کجا رفتید؟!” و در متن آورده: “در چنین شرایطی آقای احمدی نژاد شال و کلاه کرده است و به سفری غیر ضرور خارجی رفته است که حتی اگر در صورتی که زلزله هم نمی آمد ، کارشناسان و صاحب نظران بسیاری معتقد بودند که رییس جمهوری نباید به چنین سفری برود …”!

ه- …. ها

- بهرام رادان برای بازماندگان زلزله “پیام” داده است!

توضیح بیشتری ندارم!

 

پی نوشت ۱: قلم از انعکاس عمق اندوه ناشی از زلزله آذربایجان عاجز است. با تک تک سلولهایم با هموطنان آذری آسیب دیده ابراز همدردی می کنم.

پی نوشت Û²: در عالم خلقت حیوان پرنده ای وجود دارد که شامه قدرتمند آن، از دویست کیلومتری جنازه حیوانات دیگر را شناسایی می کند. بعد از آن، حیوان به هم گروههایش علامت داده و در مدت زمان بسیار کوتاهی، بصورت گروهی بر سر لاشه ها حاضر می شوند و از آن تغذیه می کنند. هروقت چگونگی بروز چنین اتفاقی را تجزیه و تحلیل کردید، احتمالا متوجه می شوید که از یک زلزله جانسوز، چطور اینهمه آدم می توانند “نان” بخورند!

پی نوشت ۳: این نوشته آهستان را هم بخوانید.

پی نوشت Û´: عملکرد صدا و سیما قابل دفاع نیست. نه اینکه قصد و غرضی باشد؛ رسانه ملی جایگاه “خبر” را نمی داند. تعریف خبر را نمی فهمد. اهمیت خبررسانی بموقع را درک نمی کند، و همه اینها در پوشش حادثه ای مثل زلزله، به یکباره به چشم می آید.

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=401 28
شهرری http://rouzegar.ir/?p=393 http://rouzegar.ir/?p=393#comments Sun, 05 Aug 2012 22:06:14 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=393 http://www.smsfa.org/wp-content/uploads/2012/08/Sooryan2012.jpg

بخاطر ندارم در مسابقه ای (هرچند کوچک و غیرمهم) ورزشکاری از تجریش افتخار آفرینی کرده باشد. هرچقدر در مسابقاتی مثل المپیک منتظر رویت دلاوری از خطه زعفرانیه و سعادت آباد و فرشته و فرمانیه و نیاوران وشهرک غرب و امثالهم می مانم، به جایی نمی رسم.

بعید می دانم پول و امکانات ورزشکاران شمال تهران بیشتر از بچه های شهرری باشد. باید دید این خاک چه دارد که امثال حمید سوریان و علیرضا دبیر تحویل ورزش جهان می دهد.

مدال طلای بی چون و چرا و کشتی های خیره کننده سوریان در المپیک به کنار؛ من آنقدر تحت تاثیر متانت کلام، موقعیت شناسی و فهم بالای حمید سوریان در مصاحبه هایش قرار گرفته ام که سخت مایلم بدانم، این خاک شهرری است که اینچنین بچه هایی را تربیت می کند یا عوامل دیگری دخیل هستند؟

شهرری آبروی تهران است. بدون Ø´Ú©…

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=393 13
تافته های جدا بافته http://rouzegar.ir/?p=386 http://rouzegar.ir/?p=386#comments Sat, 21 Jul 2012 14:10:20 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=386 isna-20-9.jpg

مراسم هفتمین روز درگذشت حمید سمندریان، پیشکسوت تئاتر برگزار شد. بازتاب در این رابطه نوشته: “مراسم هفتمین روز درگذشت حمید سمندریان با پیام بهرام بیضایی، اجرای دو قطعه موسیقی توسط سالار عقیلی و محمد معتمدی و سخنرانی چهره‌هایی چون قطب‌الدین صادقی و اسماعیل شنگله پنجشنبه‌شب در تالار اصلی مجموعه‌ تئاترشهر برگزار شد. ”

گزارش کامل این مراسم را می توانید از اینجا بخوانید.

تا آنجا که می دانم مراسم شب هفت، یک سنت مذهبی است و از گذشته تا کنون با تشریفات خاصی برگزار می شده است. معمولا خواندن قرآن و دعا و ذکر اهل بیت و سخنرانی و مداحی، پای ثابت این مراسم بوده و مردم، از گذشته به همین سبک مراسم سیم و هفتم را برگزار می کنند.

اهال تئاتر اما (مثل اهالی سینما) با عامه مردم متفاوتند. یا بهتر بگویم؛ اصرار دارند که متفاوت باشند. متفاوت بپوشند؛ متفاوت زندگی کنند؛ متفاوت مجلس بگیرند و متفاوت اندوهگین شوند!

نتیجه این “خود متفاوت نمایی” فاصله گرفتن روزبروز تئاتر و سینما از عامه مردم است. بهترین اجراهای تئاتر را در ایران هفتاد میلیونی، جز چند دانشجوی تازه کار یا علاقمندان تخصصی تئاتر کسی نمی بیند.

تعداد سالن های استاندارد اجرای تئاتر در کشور به بیست عدد هم نمی رسد. چرا؟! به یک دلیل خیلی ساده؛ مردم تئاتر نمی بینند. لذا افزایش تعداد سالن هیچگاه به یک مطالبه عمومی مردمی تبدیل نمی شود.

حالا اگر از یک دست اندرکار یا بازیگر یا کارگردان تئاتری بپرسی که چرا وضع اینگونه است، فورا به سراغ مسئولان دولتی و ممیزی و سانسور و این قبیل قصه ها می رود تا فاصله گرفتن مردم با تئاتر و سینما را اینگونه توجیه کند.

تئاتر و سینما مادامی که فکری بحال دور شدن از عامه مردم نکنند و نفهمند که توده مردم از جنگولک بازی و کف و سوت در مجلس ختم و ساز و آواز و نمایش در مجلس هفت خوششان نمی آید، باید حسرت آمدن مردم به سالن  ها را به جان بخرند!

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=386 0
دستگاه قضایی و عقلانیت گمشده http://rouzegar.ir/?p=382 http://rouzegar.ir/?p=382#comments Tue, 17 Jul 2012 11:09:22 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=382 سریال بازداشت منتقدان به روسای محترم قوا کماکان ادامه دارد. نویسنده وبلاگ همسه، اولین نمونه آن نبوده و بدون تردید آخرین نمونه آن هم نخواهد بود. در حالی که اندیشه و توجیه چنین رفتارهایی، روز به روز مبهم تر و پیچیده تر می شود.

منِ وبلاگ نویس که یک روز بدون عشق به این انقلاب و نظام زندگی نکرده ام و جانم را برای تئوری و اندیشه جمهوری اسلامی می دهم، و خرده تجربه ای از زندگی در فضای مجازی دارم، نمی فهمم چه کسی با کدام اندیشه و آرمان، تصمیم گرفته که دستگاه قضایی چنین واکنش سخت و گزنده ای نشان دهد.

حرف من این نیست که چرا امثال مجتبی دانشطلب و امیرحسین سقا و امیرحسین ثابتی و محمدصالح مفتاح و خیلی های دیگر با برخورد سخت دستگاه قضا مواجه می شوند؛ من فقط می خواهم بدانم، چه اندیشه و ایده ای پشت این برخوردها خوابیده که از فهم من و بسیاری از دوستان مجازی خارج است؟ چه چیزی از ذهن مسئولان محترم دستگاه قضایی می گذرد، که اینچنین بی پروا و بی ملاحظه، دامن چند وبلاگ نویس از همه جا مستقل را به ننگ زندان و بازداشت و دادگاه و امثالهم می آرایند؟

دانش حقوقی من چندان عمیق نیست، اما بدون Ø´Ú© تفاوت “انتقاد” را با “تهمت”، “توهین” و دروغگویی (همان نشر اکاذیب!) می دانم. این درست است که به بهانه مقابله با تهمت و توهین، جلوی نقادی را در کشور بگیریم؟ این به صلاح کشور است که هرگونه انتقاد را “توهین” و “افترا” خوانده و با منتقدین برخورد کنیم؟!

من چندان با سلسله مراتب تصمیم سازی در دستگاه قضایی آشنا نیستم؛ لذا دقیقا نمی دانم مخاطب این نوشته کیست. اما ای دوست؛ ای بزرگوار؛ ای مسئول محترم قضایی که یک هفته در میان پای یک وبلاگ نویس یا فعال مجازی انقلابی را به بازداشتگاه باز می کنید؛ تا چه حد به هزینه و فایده اقدامات خود می اندیشید؟

آیا قصد دارید از دادستان فعلی شهر، یک “سعید مرتضوی” شماره دو بسازید؟ می خواهید بیست سال بعد، منتقدان و زندان رفته ها و وبلاگ نویسان حزب الهی، کتاب و مقاله بنویسند و عملکرد دستگاه قضایی در این روزها را به باد انتقاد بگیرند؟

می خواهید از شخصیت فرزانه، عالم و فاضلی مثل آیت الله آملی لاریجانی، یک صادق خلخالی دیگر بسازید؟ که سالها بعد، اقدامات مثبت و توان علمی و مدیریتی ایشان تحت الشعاع این رفتارهای خشن و غیرمنطقی زیردستانش قرار گیرد؟ مثل امروز که خیلی ها، اقدامات سی سال پیش آیت الله خلخالی را نقد می کنند و نسبت به آن واکنش منفی نشان می دهند؟

مسئول محترم قضایی؛ من اصلا دلم نمی خواهد در دلسوزی و ارادت شما به نظام و انقلاب تردید کنم. همواره در مواقع مشابه تلاش دارم که حسن نیت شما را نادیده نگیرم؛ اما بنظر شما برای تصمیم گیری در این سطح و در این شرایط و با اینهمه بازخورد، داشتن “حسن نیت” کافی است؟

می شود به همین راحتی “عقل سلیم” را کنار گذاشت؟ و چشم را بروی واکنش بچه های حزب الهی بست؟

امیرحسین سقا اشتباه کرده؟ قبول! امیر حسین ثابتی هم. اصلا می گویم همه آنهایی که تا بحال دستگیر شده اند خاطی بوده اند. شما می دانید زندان کجاست؟ بازداشت کردن یک جوان  ۲۲ ساله می دانید یعنی چه؟ کسی که احتمالا از نزدیکی کلانتری محلشان هم رد نشده، چطور یک شب پشت میله ها بخوابد؟ فکر نمی کنید که با اینکارتان، سالها عقیده و آرمان یک جوان انقلابی را ویران می کنید؟  چقدر احتمال دارد این آدم بعد از بازگشت از زندان، هنوز به سیستم وفادار بماند؟

دیگران چطور؟ جوانان معصوم و مستقل انقلابی که از این واکنش ها سرخورده اند چه؟ می توانید از زیر بار دلسردی و اندوهی که در دل یک جوان انقلابی کاشته اید، شانه خالی کنید؟ حاضرید در یوم الحساب، مسئولیت این سرخوردگی و دلزدگی را بپذیرید؟ فکر نمی کنید جوانانی که در اثر عملکرد شما اینطور دلسرد شده اند، ممکن بود منشا اثرات و برکات زیادی برای کشور و انقلاب شوند؟

نمی شد این گره را راحتتر باز کرد؟ حتما باید پای بچه حزب الهی ها به دادگاه و دادستانی و بازداشتگاه و زندان و غیره باز شود؟ باید از دستگاه قضایی متنفر شوند؟ خشمگین شوند؟ زیر لب به مسئولان قضایی بدو بیراه بگویند؟

نمی شود با ایجاد یک تعامل منطقی، اشتباهات را به خاطیان گوشزد کرد؟ حتما باید از دستگاه قضایی یک “هیولا” ساخت؟ باید یک تصویر سیاه از قضات در اذهان Ø­Ú© کرد؟

دستگاه قضایی که در تمام تاریخ انقلاب، مورد هجمه و حمله ضد انقلاب بوده و هست، حالا باید از حزب الهی ها هم فحش بشنود؟ باید تصویر این قوه مهم و تاثیرگذار را حتما سیاه کرد؟

چه کسی ذغال به دستش گرفته و درباره عملکرد دستگاه قضایی سیاه نمایی می کند؟ چه کسی دستگاه قضا را “غیر منصف” نشان می دهد؟ ما؟ چند وبلاگ نویس آس و پاس؟ بچه حزب الهی ها و بچه هیاتی ها؟ یا عملکرد نسنجیده مسئولان این قوه؟

شما اصلا کجایید؟ ما چطور می توانیم با فکر و نظر شما آشنا شویم؟ از کجا می توانیم بفهمیم آن مسئولی که امیرحسین سقا را به بازداشتگاه فرستاده در پس ذهن خود به چه چیزی فکر می کرده؟ اطلاعات شما از فضای مجازی چقدر است؟ چقدر وبلاگ را می شناسید؟ دانش رسانه ای شما تا کجاست؟ فلسفه کامنتینگ را چقدر درک کرده اید که بخاطر یک کامنت، یک وبلاگ یا سایت عریض و طویل را مسدود می کنید؟ چقدر به صحبتهای فعالان فضای مجازی گوش کرده اید؟ تا چه حد به دغدغه های کاربران آشنا هستید؟

غم انگیز است. در شرایطی که آن سوی مرزها، دشمنی کاربلد، حرفه ای و فرصت طلب، اهمیت فضای مجازی را درک کرده و روز بروز و لحظه به لحظه برای حضور فعالتر و “یارکشی” از فعالان این عرصه برنامه می چیند، منِ انقلابیِ حزب الهی باید به سر و صورت بکوبم که چرا مسئولان تصمیم گیر، براحتی آب خوردن برای خود دشمن می تراشند؛ چرا این فضا را نمی فهمند و برنامه ریزی که هیچ، لااقل دست از سر فعالان انقلابی بر نمی دارند!

نکته آخر اینکه؛ از آنموقع که در خاطرم مانده، تصویر روشن و مثبتی از عملکرد دستگاه قضایی در اذهان باقی نمانده است. حداقل بعد از دو دوره ده ساله مسئولیت آیت الله یزدی و آیت الله هاشمی شاهرودی، این قضاوت منفی در بین بسیاری از نخبگان و مردم عادی شکل گرفته است. با این اوصاف، دستگاه قضایی آیت الله آملی لاریجانی اگر همینگونه ادامه دهد، خیلی زودتر از اتمام دوره ده ساله مسئولیت ایشان، آن تصویر منفی و تاریک را در ذهن مردم خواهد ساخت.

خواهید دید…

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=382 1
آجان کشی در نشست مطبوعاتی! http://rouzegar.ir/?p=375 http://rouzegar.ir/?p=375#comments Sun, 15 Jul 2012 09:03:54 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=375 اخراج خبرنگار خبرگزاری ایرنا از نشست خبری سخنگوی شورای نگهبان

شرح ما وقع را از اینجا یا اینجا بخوانید.

توضیح بیشتری ندارم. فقط اینکه، منتظر اتفاقات مشابه باشید.

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=375 0
دادستانی http://rouzegar.ir/?p=369 http://rouzegar.ir/?p=369#comments Mon, 09 Jul 2012 18:12:18 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=369 Û±- علی مطهری را نمی فهمم. از طرفی پیکان تیز انتقاداتش را به دولت نشانه می رود؛ از طرف دیگر، از دادستانی می خواهد پیگیر پرونده برادر دامادشان باشد! شاید واژه “تکلیف گرا” بهترین توصیفی باشد که درباره وی شنیده ام.

Û²- مطهری در پاسخ به اعلام جرم دادستانی می گوید: “اگر یک نماینده مجلس نتواند این مطلب را در نطق خود بگوید، باید فاتحه آزادی بیان و قانون اساسی را خواند.”

۳- دادستانی درباره اظهارات مطهری بیانیه صادر کرده. چند نکته جالب در این بیانیه وجود دارد:

در بند Û± این اطلاعیه آمده “در پی انتشار مطالب آقای مطهری ، دادستانی تهران با دقت کامل نسبت به بررسی موضوع پرداخته و تحقیقات کاملی را در این زمینه آغاز کرد که از جمله آنها می توان به اخذ نوار اظهارات نامبرده از مجلس شورای اسلامی ، پیاده کردن کامل نوار و استماع اظهارات وی توسط چند نفر کارشناس اشاره کرد…”. توجه دارید که؛ کماکان در برخی از دستگاهها، از فناوری “کاست” و “نوار” استفاده می شود. دوستان عزیز دادستانی بنا به اعلام خودشان، کارشناس استخدام می کنند تا نوارها را پیاده کنند. آنوقت ما می گوییم که چرا وضعیت فضای مجازی اینچنین است!

در بند Û´ آمده ” Û´ نحوه  اظهارات و ادبیات آقای مطهری در مورد نهاد دادستانی تحت عنوان اینکه « نماینده در اظهارنظر درباره همه مسایل کشور آزاد است و نباید چماقی به نام دادستان بالای سر او باشد » و یا « اعلام جرم از فرط بیکاری یا قشار دولت » خود از مصادیق عناوین مجرمانه است.” این یعنی کل فرمایشات جناب مطهری مجرمانه است. مجرمانه در مجرمانه!

Û³-  “الف” پالاییده شد (واژه درست همین بود دیگر؟!). ای کسانی که در پیدا و پنهان خوشحالید؛ این شتری است که جلوی خانه همه می خوابد! تردید نکنید…

 

پی نوشت: عنوان بهتری برای این مطلب پیدا نکردم!

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=369 0
http://rouzegar.ir/?p=364 http://rouzegar.ir/?p=364#comments Sun, 08 Jul 2012 08:10:21 +0000 Rouzegar http://rouzegar.ir/?p=364 از مهاجرت اجباری در فضای مجازی گریزی نیست. آنهم در این وانفسا که وضعیت ملک و استیجار در دنیای مجازی، از دنیای حقیقی ما هم خراب تر است.

اینجا بودم. بعد آمدم اینجا؛ اما، آن خانه هم موقت بود. حالا اما، به لطف و کمک دوستی بزرگوار، گویا چاردیواری جدید نصیبمان شده…

امیدوارم که بمانم و دوستان خوبم را بیش از این سرگردان نکنم.

امیدوارم…

 

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=364 2
کار فرهنگی در بالای برج! http://rouzegar.ir/?p=358 http://rouzegar.ir/?p=358#comments Wed, 13 Jun 2012 10:50:56 +0000 Rouzegar http://rouzegar.bloghaa.com/?p=358

ماجرای “کار فرهنگی” در کشور، کم کم تبدیل به یک داستان هزار و یک شب شده است. هر زمان، هر جا، هر اقدامی که توسط هر نهادی صورت می گیرد، و می توان به نوعی آنرا با “فرهنگ” مملکت مرتبط کرد، سر و کله عاشقان “کار فرهنگی” پیدا می شود!

فرقی ندارد که نوک برج باشد، یا در فلان خانه-باغ بالای شهر؛ در سالن کنسرت باشد یا روی سکوی استادیوم؛ وسط خیابان باشد یا زیر زمین خانه. همه دنبال “کار فرهنگی”اند و میخواهند از دل آن، برای همه معضلات و بی مسئولیتی ها و بی تعهدی های موجود در جامعه، نسخه شفابخش بیابند.

با خود فکر می کنم، چطور می شود در جایی مثل محوطه برج میلاد کار فرهنگی کرد؟ چه کسی می تواند جلوی دختران و پسرانی که کوچکترین احترامی برای شرع و عرف و قانون این مملکت قائل نیستند، نسخه فرهنگی بپیچد؟ نیروی انتظامی به کنار، جای کدام نهاد و ارگان در برج میلاد خالیست؟ دست چه کسی را بگیریم و به برج میلاد ببریم تا انسانهای بی مسئولیت (ظاهرش بیحجابی است، در اصل بی مسئولیتی است)، به قوانین و عرف جامعه احترام بگذارند؟

فقط برج میلاد که نیست. کافی است آخر هفته سری به ارتفاعات شمال شهر تهران بیندازید. رفتن به درکه و دربند و دارآباد، حتی برای یک جوان معمولی (نمی گویم حزب اللهی دو آتشه!) که نمی خواهد مظاهر فسق و فجور و عرق و ورق و زرورق و بی حجابی را ببیند و تنها می آید تا از طبیعت لذت ببرد هم دشوار است.

منی که نجس و پاکی برایم مهم است، نمی دانم به کدام پارک اطراف خانه ام رجوع کنم که در آن، پاچه شلوارم با نفس نجس سگ نجس یک انسان سگباز برخورد نکند!

شهر بازی که نیست؛ شوی لباس است! مکان عشق بازی و دوستیابی است! یک زمانی شهر بازی جای کودکان بود. اما حالا، عرصه ی جولان دختر و پسرهایی است که شهر بازی را با پارتی شبانه اشتباه گرفته اند! نه اینکه پارتی نداشته باشند؛ پارتی شبانه خود را دارند. بدون مزاحمت. ولی قانع نیستند! عیاشی در خانه کافی نیست، باید بازی بی عفتی را به شهربازی کشید. گویی مسابقه مد لباس و رنگ آرایش و سایز پاشنه و لاک ناخن است!

و من همچنان، در برج میلاد و سالن کنسرت و شهر بازی و پاساژ و پارک و استادیوم و سینما و کافی شاپ و رستوران و…، بدنبال “کار فرهنگی” می گردم!

پست های مرتبط

  • پست مرتبط وجود ندارد
]]>
http://rouzegar.ir/?feed=rss2&p=358 0