روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای دسته مذهبی

من اگر فرصت و همتش را داشتم، حتما خاطرات این روزها، موضع گیری ها، اخبار مهم، واکنش ها و دغدغه های اصحاب رسانه و سیاست را می نوشتم. اصولا اتفاقات این روزها یک فرصت طلایی برای شناخت آن چیزی است که در لایه های پیچیده جامعه سیاست زده ایرانی می گذرد؛ مخصوصا اگر رئیس جمهور کشور کسی مثل احمدی نژاد باشد که بخاطر اشتباهات متعدد و ناتوانی رسانه ای و اطرافیان ضعیفش، بهترین گزینه برای سیبل شدن و در کانون توجهات گرفتن است. انکار نمی کنم که احمدی نژاد (و اشتباهاتش) بخش از علل وجودی چنین فضایی در سطح جامعه است؛ فضایی که در آن، رئیس جمهور به معنای واقعی کلمه یک “سوژه” است و از رفتار و گفتار او می توان لحظه به لحظه خبرسازی کرد.

حاشیه های مرگ هوگو چاوز تمامی ندارد. نه بخاطر اینکه خود چاوز تا این حد حاشیه داشته، بلکه بخاطر اینکه همتای ایرانی وی “احمدی نژاد” است. چاوز برای من یک قهرمان بوده و خواهد بود، آنهم نه بخاطر احساسات کودکانه زودگذر، بلکه به دلایلی منطقی که قبلا ذکر کرده ام.

اما اینکه چرا احمدی نژاد اینگونه می تواند برای خود و همتای فقید ونزوئلایی اش حاشیه بتراشد، از نظر من یک پرسش مهم است که پاسخ به آن مستلزم بررسی بخشی از شبهات وارده از سوی رسانه ها و نخبگان تا این لحظه (تاکید می کنم، تا این لحظه!) می باشد.

الف- پیام تسلیت

- احمدی نژاد چاوز را چگونه شهید نامید؟!

تعریفی که از واژه شهید ارائه شده در زبانها و فرهنگها و ادیان مختلف تا حدودی متفاوت است. حتی اگر بخواهیم صرفا از منظر اسلامی به این واژه نگاه کنیم، مشکلی برای اطلاق این لفظ به چاوز وجود ندارد. برای یک مسیحی کاتولیک که به خدا، تعالیم پیامبران و حتی حضرت ولی عصر (عج) و حضرت مسیح (ع) معتقد است و زندگی خود را وقف مبارزه با ستمگران کرده و احتمالا در این راه کشته شده است(که البته این صرفا یک احتمال است) مشکل بکار بردن لفظ شهید کجاست؟ مگر همه شهدای عالم مسلمان بوده اند؟ در جنگ تحمیلی خودمان چند شهید ارمنی و کلیمی و زرتشتی داشتیم؟

- چاوز “رجعت” می کند!

در خصوص تعریف مفهوم رجعت، بدون تصرف و تلخیص، توضیح مرکز ملی پاسخگویی به سئوالات دینی را ذکر می کنم:

«”‌رجعت” از عقاید معروف شیعه است و تفسیرش چنین است: بعد از ظهور‌حضرت مهدی(‌عج) و در آستانه رستاخیر، گروهی از مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به جهان‌بازمی‌گردند. گروه اوّل مدارجی از کمال را طی می‌کنند. گروه دوم کیفرهای شدیدی می‌بینند. مرحوم سید‌ مرتضی از علمای شیعه می‌فرماید:
‌خداوند بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السلام گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته‌اند، به جهان ‌باز می‌گرداند، تا در ثواب و افتخارات یاری او و مشاهده حکومت حق بر سراسر جهان شرکت جویند. نیز‌گروهی از دشمنان سرسخت را بازمی‌گرداند تا از آن‌ها انتقام گیرد.»

اینکه رئیس جمهور شخصا به این باور رسیده که یک نفر می تواند جزء رجعت کنندگان بعد از ظهور حضرت حجت باشد چه ایرادی دارد؟ اساسا مسئله رجعت چه ارتباطی با ۳۱۳ یار امام زمان دارد که برخی ناجوانمردانه این دو مسئله را بهم مرتبط کردند؟ کوبیدن احمدی نژاد آنقدر مهم است که بخاطر آن، اعتقادات مسلم شیعه را آشکارا با یکدیگر خلط کنیم؟! استاد بزرگوار قرآن ما را چه شده که از اظهار عقیده احمدی نژاد درباره رجعت چاوز نتیجه می گیرد که “ بنا به گفته این آقا، چاوز یکی از ۳۱۳ یار امام زمان(عج) است” و آن را ناشی از خارج شدن دست رئیس جمهور از دست مراجع می داند؟!

صادقانه بگویم، من نیت خیرخواهانه و مشفقانه ای ورای داد و قال آقایان، پیرامون این قسمت از پیام تسلیت رئیس جمهور نمی بینم. ضمن اینکه تاکید می کنم که نه کارشناس دینی ام، نه ادعایی در این زمینه دارم. اعتقاداتم درباره ظهور حضرت ولی عصر و ۳۱۳ یار پاکدامن ایشان و رجعت و بازگشت صالحان و طاغوتیان بعد از ظهور را نیز از همین علمای بزرگوار و اساتید عظیم الشان آموخته ام. اگر این باورها غلط است، خواهش دارم همین بزرگواران اعلام کنند و ایراداتش را بیان کنند تا معلوم شود ۳۱۳ یار امام زمان، ارتباطش با مسئله رجعت چیست؟! در غیر اینصورت…

عنایت دارید که باورها و اعتقادات مردم چگونه دستمایه دشمنی با یک نفر که از قضا رئیس جمهور مملکت است می شود.

ب- مراسم ختم هوگو چاوز

- مصافحه!

باید خوشحال باشیم که در زمانه ما تکنولوژی تصویر برداری وجود دارد و امکان راستی آزمایی بی واسطه ادعای این و آن، کماکان فراهم است. خدا می داند اگر عکس و فیلمی از حضور احمدی نژاد در مراسم چاوز و نحوه مصاحبت او با مادر مرحوم نبود، رسانه ها چه داستان هایی از احمدی نژاد ساخته بودند!

طبق فیلمی که تابناک منتشر کرده، احمدی نژاد در حال گفتگو با مادر هوگو چاوز بوده و در انتهای گفتگو، به نشانه احترام از روی آستین بازوان مادر چاوز را گرفته است. این اتفاق مطلقا جدید نیست و بسیاری از دیپلماتها و شخصیتهای سیاسی و مذهبی، بخاطر حرمت لمس بی واسطه نامحرم، از روی لباس یا دستکش طرف مقابل را لمس می کنند. آنهم نه از سر ذوق و خواستن، بلکه صرفا به نشانه احترام؛ بخاطر اینکه طرف مقابل احساس بی احترامی و بی ادبی از سوی آن شخص نکند.

اگر یک نفر فقط یک استدلال شرعی بیاورد که این کار خلاف شرع بوده، من همه حرفهایم را پس می گیرم. تا آنجا که من می دانم، اساسا اسم این عمل “مصافحه” نیست! فهمیدن اینکه چرا یک عده اصرار دارند که احمدی نژاد با مادر چاوز مصافحه کرده و خلاف شرع مرتکب شده چندان دشوار نیست؛ کننده کار “احمدی نژاد” است؛ همین نکته برای بروز اینهمه بی اخلاقی و تهمت کفایت می کند!

وضعیت تنها عکسی که از تقابل احمدی نژاد و مادر هوگو چاوز منتشر شده هم تقریبا به همین صورت است. فرض کنید رئیس جمهور، بمنظور ادای احترام و نیز رعایت مرزهای شرع، دو دست خود را بهم چسبانده و در مقابل مادر چاوز پایین آورده است. حالا مادر مرحوم احساساتی شده و در همین لحظه دستان رئیس جمهور را گرفته و با گریه به وی نزدیک شده است (مطابق آن چیزی که در عکس دیده می شود). از زمان انتشار عکس مدام از خودم میپرسم که احمدی نژاد چه واکنشی می توانسته به این حرکت نشان بدهد؟ بیایید حالتهای مختلف را بررسی کنیم:

۱- رئیس جمهور مانند طرف مقابل، دستان طرف مقابل را گرفته یا حتی وی را در آغوش می گرفت. در این حالت بدون تردید وی مرتکب گناه شده و خلاف شرع بیّن انجام داده بود.

۲- رئیس جمهور در همان لحظه به سرعت دست خود را می کشید و با تندی از مادر چاوز فاصله می گرفت. در این حالت در اولین گام، تمام دنیا این عمل را حمل بر بی ادبی و بی نزاکتی احمدی نژاد می کردند و تا مدتها خوراک مناسب برای وهن نظام و تشیع تولید می شد. چه عکسها و کاریکاتورها و فیلمهایی که در وصف این حرکت منتشر نمی شد. مطمئن باشید که در همین ایران خودمان، همانهایی که امروز به ایستادن احمدی نژاد ایراد می گیرند، بی ادبی وی را چماق می کردند و مصاحبه و خبر و تحلیل می ساختند!

۳- رئیس جمهور بی حرکت و بدون واکنش خاصی سر جای خود می ایستاد تا مادر گریان چاوز بر احساسات خود مسلط شود و از وی فاصله بگیرد (یعنی همان واکنشی که احمدی نژاد نشان داد).

تکرار مکررات است اگر بخواهم درباره نقش “نیت” افراد در ارتکاب گناه یا صواب توضیح بدهم. واضح است که احمدی نژاد نیتی برای نزدیکی به مادر چاوز و گرفته شدن دستش توسط مادر مرحوم را نداشته است. اگر واکنشی مناسب تر از سه حالت فوق به ذهنتان می رسد، ممنون میشوم اگر با من در میان بگذارید.

حالا رئیس جمهور به کشور باز گشته؛ رسانه های مخالف دولت، رزق خود را از اتفاقات پیرامون در گذشت چاوز برده اند. از هیچ، همه چیز ساخته اند و از کاه احمدی نژاد، کوه یک انسان فاسق فاسد لاابالی مرتکب حرام ساخته اند.

نخبگانی که مدتها در حاشیه بوده اند هم فرصت حمله به احمدی نژاد و بازگشت به تیتر خبرگزاری ها و سایت ها و روزنامه ها را غنیمت شمرده اند. این اتفاق در این چند وقت بارها و بارها تکرار شده (و می شود).

باز هم تاکید می کنم که هدف من بیشتر شرح ما وقع است. تحلیل چرایی بوجود آمدن این فضا و عوامل بوجود آورنده آن در این مقال نمی گنجد. تردید ندارم که خود احمدی نژاد یکی از مقصران بزرگ مسئله است؛ بررسی و تحلیل آن بماند برای بعد.

احمدی نژاد این روزها “سوژه” است. کلامش، رفتارش، تصمیماتش، دستوراتش، راه رفتنش، گریه کردنش، خندیدنش، همه چیزش در کانون تخریب و تخطئه قرار دارد. دست بدهد مقصر است، ندهد مقصر است، بایستد مقصر است، کنار برود مقصر است، گریه کند مقصر است، بخندد مقصر است، بگوید مقصر است، نگوید مقصر است، حرف از امام زمان بزند مقصر است، حرف نزند مقصر است، سفر کند مقصر است، سفر نکند مقصر است.

او کلا مقصر است. هر آنچه او بکند مقصر است. بقول یکی از دوستان، احمدی نژاد کلا “اشتباهی” است…


بهار عربـــــی!
۰۶ ۲۶م, ۱۳۹۱

یمن

تظاهرات ضد آمریکایی مردم در شهر های مختلف یمنتظاهرات ضد آمریکایی مردم در شهر های مختلف یمن

تونس

محاصره سفارت آمریکا توسط انقلابیون تونسیمحاصره سفارت آمریکا توسط انقلابیون تونسی

مصر (مقابل سفارت آمریکا)

محاصره سفارت آمریکا توسط انقلابیون تونسی

تظاهرات مردم مصر در میدان التحریر علیه هتک حرمت به رسول اکرم (ص)

تظاهرات مردم مصر در میدان التحریر علیه هتک حرمت به رسول اکرم (ص)

………

پی نوشت ۱: این عکس ها برای کسانی که تحولات اخیر منطقه را بهار دمکراسی خواهی می خوانند هدایتگر مناسبی است.

پی نوشت ۲: آنها که در برابر طوفان اسلامگرایی در منطقه، خودشان را به خواب زده اند، خدا بیدارشان کند :)


این سطر ها را برای شما می نویسم. برای شمایی که تا بحال ندیدمت اما حس می کنم حرف هایت را می فهمم. برای شمایی که ناراحتی ات را ابراز می کنی و اشک هایت را می نویسی و حال ناخوشت را فریاد کنی؛ شمایی که وقایع این روزها تمرکزت را بهم ریخته و بقول خودت سئوال های انباشته شده را برایت به ارمغان آورده است.

برادر؛ میزان درک و فهم امثال من و شما بیشتر از آن است که در وقایع این چند روز اخیر و بعد از فوت سحابی پدر و سحابی دختر، اسیر شعارها و رفتارهای یک جانبه این و آن شویم. یقینا روایت فلان شاهد و دمش را هم باور نمی کنیم. ماجراهای بیشرمانه پنجه بوکس را هم از یاد نمی بریم.

برادر؛ هیچ انسان آزاده و عاقلی از فوت هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش خوشحال نمی شود. حزب اللهی باشد یا نباشد. اعتقادی به نظام داشته باشد یا نباشد. مخصوصا اگر این اتفاق در اثر سهل انگاری و جرم یک مامور اتفاق افتاده باشد که موضع من و شما مشخص است. محکوم می کنیم و از قانون مطالبه مجازات آن مامور خطاکار را داریم. اما…

برادر؛ واکنش ها را ببین. در روایت ها دقیق شو. صحنه را به خوبی رصد کن. ببین همان هایی که تا دیروز زیر پرچم دین ستیزی (و در بهترین حالت سکولاریزم) سینه می زدند حالا ماجرا را با شهادت بی بی دوعالم و دفن شبانه ایشان قیاس می کنند! و برای اثبات ادعاهایشان از نهج البلاغه سند می آورند! همان هایی که برای زیر سئوال بردن حجاب دهها کمپین و آکسیون راه انداخته بودند و از هزار منبع پاک و ناپاک ارتزاق کرده بودند، حالا حرف از چادر بی بی و مظلومیت فاطمه زهرا می زنند! یک عمر در پاک نمودن مظاهر دینی از جامعه جامه دراندند و حالا فریاد وااسلاما سر می دهند؛ غصه دارند که چرا نماز میت را این طرف نرده ها نخواندند و آنطرف ادا نمودند!

می بینی که با یک فایل صوتی و ادعاهای یک پزشک ندیده، چه جنجالی بر پا می کنند و چه تحلیل های پزشکی و پرمغزی ارائه می دهند! از پنچه بوکس که گذشتند؛ حالا حرف از پارگی طحال در اثر ضربه فلان مامور می زنند!

برادر. مطمئن باش حتی یک بچه حزب اللهی را نمی توانی پیدا کنی که از آنچه اتفاق افتاده خرسند باشد؛ اما باور کن مشکل ما با این جماعت همین چیزهاست؛ به همین سادگی.

دین ندارند؟ نداشته باشند. سکولار هستند؟ باشند. با نظام مشکل دارند؟ داشته باشند. مگر همه آدمهایی که در این کشور زندگی می کنند عاشق نظام و انقلابند؟ اصلا مگر ما تکلیف داریم که همه را زیر پرچم انقلاب بیاوریم؟!

نقل این حرفها نیست. سئوال این است که چرا ریا می کنند؟ چرا دروغ می گویند؟ چرا حرف زور می زنند؟ اگر ادب و احترام سرشان می شود، چرا منتظر هر تشییع جنازه ای می نشینند و آن را با شعار دادن و مسخره بازی به گند می کشند؟ اگر با حجاب مخالفند و یکی یکی شان در حال کشف حجاب هستند چرا حرف از فاطمه زهرا می زنند؟ اگر “مردم” را مهم می دانند چرا سعی در تحمیل رای و نظرشان بر مردم دارند؟ چرا اصرار دارند که با این رفتارهای مزورانه شعور و حافظه مردم را زیر سئوال ببرند؟!

برادر. سئوال داری؟ نمی توانی جواب اطرافیانت را بدهی؟ پرسش هایت انباشته شده اند؟ خب چرا کاری نمی کنی؟ چرا تکلیفت را با خودت، عقایدت، مردمت و نظامت روشن نمی کنی؟ چرا اجازه می دهی روایت یک سری آدم معلوم الحال تمرکز ذهنی ات را بهم بریزد؟ چرا به فرزندت، همسرت، اطرافیانت نمی گویی که این جماعت بویی از صداقت نبرده اند؟ چرا نمی گویی زنده و مرده برای این قوم تفاوتی ندارد؟ چرا نمی گویی این ها بدنبال استفاده اند؛ بدنبال بهره برداری از جنازه ها و جسدهایند؟ چرا نمی گویی که “دین” برای اینها جز یک مفهوم ابزارگونه نیست که تنها زمان نمایش و استفاده ابزاری برای فلان سایت و بهمان شبکه به سراغش می آیند؟

برادر؛ خودت بهتر می دانی که انقلاب لنگ امثال من و تو نیست. بمانیم یا نمانیم، قطار انقلاب پیش می رود. اشکال خیلی از همین هایی که این روزها ندای وامصیبتا سر می دهند هم همین بود که روزگاری فکر می کردند اگر نباشند، کار انقلاب لنگ می ماند. به خیالشان می خواستند از حاکمیت “خروج” کنند تا آن را دچار مشکل سازند و “مشروعیت” نظام را زیر سئوال ببرند. چه خیال خامی! حالا همین آدمها تاوان غرور و جدا شدن از مردم را اینگونه می دهند که اوج فعالیت سیاسی و اجتماعی شان در مراسم ختم این و آن و شعار دادن و کف و سوت بر سر فلان مرحوم و بهمان اسطوره است. از فردای آن روز هم همه به خانه شان می روند و منتظر میت بعدی می مانند! بازی خنده دار روزگار را می بینی؟ !

برادر ساما؛ “جمهوری اسلامی” ته خط نیست؛ سر خط است. آنچه که آن پیر کبیر برای ما به ودیعه نهاد “آغاز راه” است، نه پایان راه. قرار نبوده و نیست که در اجرا، همه اجزا کارشان را درست انجام دهند. بروز خطا و قصور اجتناب نا پذیر است. تردیدی وجود ندارد که باید همه ما تلاش کنیم این اشتباهات به حداقل برسند. اما یادمان نمی رود که اعمال و رفتار ما در این نظام، همه آنچه من و شما از حکومت اسلامی انتظار داشته ایم نبوده و نخواهد بود. چرا که اگر اینگونه بود، من و شما صبح جمعه ندبه نمی خواندیم و “عجل لولیک الفرج” نمی گفتیم.

حیف است که این اندیشه متعالی و زیبا را بخاطر تئاتر تکراری چند بازیگر ناشی زیر پا بگذاریم.



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132209