روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای دسته طنز

صرفنظر از اتفاقاتی که ممکن است برای حسین درخشان رخ داده باشد یا رایی که در آینده برای وی صادر می شود، کل ماجرای حسین درخشان تا به امروز حاوی نکات آموزنده و جالبی است. شما رابه بازگویی برخی از “ترین ها”ی ماجرای درخشان دعوت می کنم:

عبرت آموز ترین: آدم در این دوره و زمانه باید خیلی حواسش باشد که همه پل های پشت سرش را خراب نکند. حسین بدجوری به گذشته اش پشت پا زد. شاید اگر یک همراه و مشاور عاقل و پخته داشت اینگونه به گذشته پشت نمی کرد که حالا توبه اش از دیدگاه برخی ساختگی و غیرواقعی بنظر بیاید.

مهم ترین: متاسفانه برخلاف تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر تاثیرنگذاشتن فضای سیاسی بر تصمیمات قضایی، پرونده درخشان نشان داد دستگاههای امنیتی و قضایی تا تحقق فرمایش رهبری فاصله زیادی دارند. با اینکه بسیاری در کوران حوادث انتخابات، با جرمهای سنگینتر از آنچه حسین انجام داده بود دستگیر شدند، اما با قرار وثیقه و اشارات این و آن، هم اکنون در کانون گرم خانواده بسر می برند و حسین درخشان تازه نوبت تشکیل دادگاهش رسیده!

زشت ترین: ماجرای آزادشدن رکسانا صابری و آزادنشدن درخشان به رغم نامه رئیس جمهور به دادستانی ، آبروریزی ترین قسمت مسئله بود. اینکه یک خبرنگار در شرایطی که دادگاه حکم به جاسوسی اش داده و شش سال هم به زندان محکوم شده اما با درآمدن سر و صدای دولتهای خارجی، ظرف مدت کوتاهی از زندان آزاد می شود و در فرودگاه آمریکا به سرود ملی کشورش (آمریکا) افتخار می کند، چه پیامی می تواند داشته باشد؟ اگر درخشان هم قبل از آمدن دست به دامن دولتهای خارجی شده بود و از طرف آنها به مسئولین کشور فشار سیاسی وارد می شد، آیا او هم به سرنوشت صابری دچار نمی شد؟ آیا وبلاگ نویس سرکش ما اشتباه کرده که قبل از آمدن، بهره برداری سیاسی از دستگیری احتمالی اش را برای اپوزوسیون و دولتهای خارجی ممنوع اعلام کرده؟

مضحک ترین: از آبروریزی ترین قسمت گفتم؛ از خنده دار ترین بخش ماجرا هم بگویم. بعد از دستگیری درخشان اتهام مطرح شده علیه وی، جاسوسی برای اسرائیل (آنهم بعلت سفر به آن کشور) بود. ظاهرا بخاطر همین گناه نابخشودنی هم (که هیچوقت اثبات نشد) چندین ماه انفرادی در سرنوشت درخشان نوشته شده بود. بعضی ها که پا را از این هم فراتر گذاشتند و رسما اعلام کردند که حسین اتهام جاسوسی را هم پذیرفته است!! این درحالیست که در دادگاهی که برای وی برگزار شده، هیچ اشاره ای به این موضوع نشده و گویا اتهام جاسوسی اصلا در لیست اتهامات وی نیست! فرمول داستان را گرفتید؟ ابتدا شخصی دستگیر می شود؛ به اتهام جاسوسی دودمانش در معرض خطر قرار می گیرند؛ بعد از یک سال و اندی دادگاه تشکیل می شود؛ تازه مشخص می شود که اصلا اتهام یک چیز دیگریست! بقول معروف ظاهرا اول می برند، بعدا می شمارند!

عجیب ترین: حیرت انگیزترین قسمت ماجرا، “ریشه شناسی” برخی از دوستان است. می گویند که حسین چون ریشه اش خراب است و اصلاح طلب بوده و…، پس توبه اش نمی تواند حقیقی باشد.  سئوال اینجاست که چرا گذشته دورتر حسین (قبل از گرویدن به خط شوم اصلاح طلبی) بعنوان ریشه وی محاسبه نمی شود؟ اینکه او یک خانواده بسیار مذهبی داشته، عمویش از یاران و شهدای راه شهید بهشتی بوده، خطبه اولین ازدواجش را رهبری عزیز خوانده، در دبیرستان رفتار مذهبی داشته وامثالهم، جزو ریشه آدم حساب نمی شود؟ آنوقت چهارتا پست وبلاگی و عکس و همایش و آکسیون، ریشه آدم را نشان می دهند؟!

بدترین: سخت ترین و بدترین قسمت ماجرا، وجود شخصی مثل حسین درخشان در زندان است. در شرایطی که عطش فراوان بعضی از دوستان غربزده، با بی توجهی (یا بی عرضگی) مسئولین در تشریح و تبیین مبانی انقلاب اسلامی مواجه است، و در شرایطی که تندترین سئوالها درباره نظام و انقلاب و رفتار غرب، با کندترین جوابهای اهالی انقلاب همراه است، حضور شخصی مثل درخشان در زندان، که حداقل از لحاظ تئوریک، توانایی تفسیر رفتار استعماری غرب را داشت و توانسته بود یک نگاه تئوریک و ایدئولوژیک جدید به عملکرد نظام و دشمنانش ارائه کند، بد و آزاردهنده است. ای کاش دید مسئولین قضایی و امنیتی مرتبط با پرونده درخشان، کمی بازتر بود و می توانستند مهمترین افق برخورد با غرب (که نبرد در حوزه اندیشه و تئوری است) را درک کنند.



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132247