روزگـــار

یادداشت های یک ذهن درگیر

بایگانی برای دسته رسانه

من اگر در شهر تهران یک قالیشویی با فضا و امکانات مناسب و با سیزده سال سابقه کاری داشتم، حتما آن را به یک قالیشویی معتبر در سطح شهر تبدیل می کردم و سال به سال سوددهی آن را افزایش می دادم. ضمن آنکه با تغییر سیستم آن از سنتی به مکانیزه، بازدهی و عملکرد آن را ارتقا می دادم. بنظر می رسد که سیزده سال سابقه کاری در یک قالیشویی با فضای اختصاصی نسبتا مناسب، فرصت خوبی است برای گسترش فعالیت و سرمایه صاحبان آن قالیشویی!

سوال اصلی این نوشته آن است که چطور ممکن است که صاحب یک قالیشویی با سیزده سال سابقه و با شرایط فوق الذکر، در نهایت ته جیبش هزار و هفتصد تومان پول یافت می شود و آنقدر “ندار” است که حتی برای خرج بیمارستان فرزندش پولی ندارد! این آدم در شرایطی که می داند حداکثر تا دو سال دیگر قالیشویی تحت زعامت اوست و بعد از این مدت باید آن را به صاحب اصلی اش برگرداند، هیچ طرح و برنامه ای در این سیزده سال نداشته و در همان نقطه صفر سیزده سال قبل قرار دارد!

اصلا تصادفی نیست که چنین آدم بی عرضه و نالایقی، به غایت “حلال خور” است؛ سر و کارش به مسجد میفتد و گاه و بیگاه رو به سمت آسمان می کند و با خدای خود حرف می زند! تلویزیون، نه تنها از “نداری” و “بی عرضگی” و “بی برنامگی”، مایه ی فخر و مباهات می سازد، بلکه در ظاهر “حلال خوری” را عامل نداری و بیچارگی این آدمها نشان می دهد؛ گویی هرچه ندار تر و بی عرضه تر، حلال خورتر و با خداتر!

نکته جالبتر، عریضه نویسی کارگردان در ابتدای سریال است؛ آنجا که مخاطب را به توجه به نداری و گرفتاری مردم دعوت می کند و در نهایت، راه حل مشکل را نه در ارتقای عرضه شخصیت ها و کسب توانمندی و مهارت لازم برای اداره یک قالیشویی، که در “یا علی” گفتن مردم می بیند. او در سرتاسر سریال از کسی نمی خواهد که به مردم یاد بدهد چطور یک قالیشویی را بعد از سیزده سال سابقه سر پا نگه دارند، بلکه اصرار دارد سر و ته مشکل را با یک “یا علی” گرفتن از مردم بهم بیاورد!

ریشه این تصویر معیوب و ناقص را می توان در نگاه کهنه و کلیشه ای سیاست گذاران و تصمیم سازان فرهنگ کشور (بویژه رسانه ملی) به مقوله کسب و کار و ارتباط آن با تعالیم دینی و اخلاقی پیدا نمود. سالهاست که مسئولان فرهنگ و رسانه رسمی کشور، از ارائه چهره مناسبی از یک کاسب مومنِ حلال خور و موفق ناتوانند. در نظر آنها هر کس بی عرضه تر و درمانده تر است، با خدا و حلال خور بوده و شخصیت های ثروتمند داستان ها معمولا موفقیت و سرمایه خود را مدیون سوء استفاده و حرام خوری و ارتشا هستند. یک مقایسه گذرا میان قهرمانان دو سریال “دودکش” و “مادرانه” بخوبی مبین این نوع نگرش به مقوله کسب و کار و تولید ثروت و کارآفرینی است.

“کسب و کار” موفق، مشروع و با برنامه جایی در سریال ها و برنامه های نمایشی تلویزیون ندارد. البته ممکن است در یک سریال، نگرش مثبتی به یک “کاسب” مشاهده شود، اما در آن صورت، این شخصِ کاسب است که مورد تمجید قرار می گیرد و اشاره ای به “کسب و کار” وی و نحوه موفقیت او نمی شود.

منظورم از پرداختن به قواعد کسب و کار و ارزش گذاری درست و مثبت به آن، چیزی شبیه به کاری است که ژاپنی ها و کره ای ها در سریال هایی مانند “اوشین” (عنوان دقیق سریال چه بود؟!) و “تاجر پوسان” انجام داده اند. تصویری که در این سریال ها از مقوله کسب و کار و کاسب نشان داده شده را مقایسه کنید با اشخاصی مثل اردلان تمجید، حشمت فردوس و خیلی های دیگر!

همانطور که گفتم، فاجعه زمانی رخ می دهد که نگرش رسانه به این مسئله، با آموزه های دینی گره می خورد. بر اساس این نگاه غلط، بی عرضگی مترادف با خدامحوری است؛ حلال خورها عموما “ندار” هستند و قهرمان ثروتمند سریال، حتما یکجا حق یک نفر را خورده و حلالی را حرام کرده تا به این نقطه رسیده! هر کس دستش تنگ است و پولی ته جیبش نیست، یاد نماز و روزه و آش نذری و مسجد و روحانی محل و صندوق قرض الحسنه مسجد محل و امثالهم میفتد و ثروتمندان بصورت پیش فرض خدا را از مناسبات خود کنار گذاشته اند!

حمایت از تولید، کار و سرمایه ملی و کمک به پیشرفت و اقتصاد کشور، با شعار دادن میسر نیست. تلویزیون (و سایر رسانه های رسمی کشور) باید فکری به حال تصویر سازی نادرست و یک سویه ی خود از مسائلی چون ثروت، کسب و کار، کارآفرینی، بازرگانان و ثروتمندان بکنند.


چه کسی نمی فهمد؟!
۱۲ ۷م, ۱۳۹۱

میلیون ها بیننده در داخل و خارج کشور، پای صحبت های رئیس جمهور نشسته اند. مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور، در شرایط کنونی بسیار مهم و تعیین کننده است. مصاحبه ای که  در آن از نمایندگان تلویزیون و برخی از رسانه های مکتوب دعوت بعمل آمده است.

اتفاقا مصاحبه بدی هم نیست. صحبت های رئیس جمهور به آرامی و با نظم منطقی و از نظر من، تا حدودی قانع کننده مطرح می شوند. سئوال ها هم اساسی است. در بخش اول جلسه که به گفتگوی رئیس جمهور با مرتضی حیدری گذشته، تقریبا همه چیز به خوبی پیش می رود. در حالی که با آغاز بخش دوم، به یکباره صدا و سیما صحبت های رئیس جمهور را قطع کرده و سریال امیر کبیر را پخش می کند. زیرنویس شبکه یک عجیب است: «ادامه صحبتهای رئیس جمهور بعد از سریال»!

تردیدی وجود ندارد که تاخیر بوجود آمده دلیل جز بازبینی و سانسور محتوای سئوال و جوابها ندارد. سئوالات مرتضی حیدری کنترل شده است، سئوالات رسانه ها که اینطور نیست! لذا بهتر است تاخیر ایجاد شود تا بخشهای نامطلوب از دید نامحرمان (که در اینجا مردم هستند) پنهان شود.

اتفاقا پیش بینی ما درست است. فردای مصاحبه رئیس جمهور، خبرگزاری مهر سئوال سانسور شده خبرنگارش را بروی خروجی خود قرار می دهد. سئوال اندکی چالشی است. انصافا پاسخ رئیس جمهور هم بد نیست. نکات جالب توجهی در این پرسش و پاسخ نهفته است.

تلویزیون سئوال خبرنگار را مهر را سانسور کرده است. همان سئوال، بی کم و کسر، عینا بر خروجی خبرگزاری و دهها سایت و وبلاگ داخلی و خارجی و موافق و معاند قرار گرفته است. پاسخ رئیس جمهور هم به همان کیفیت در دسترس است. حتی باشگاه خبرنگاران، ویدئوی پرسش و پاسخ مذکور را نیز بر خروجی خود قرار داده است. به عبارت دیگر، سانسور ناشیانه جلسه رئیس جمهور با خبرنگاران در تلویزیون، کوچکترین تاثیری در پوشش رسانه ای جلسه مذکور نداشته است!

http://multimedia.mehrnews.com/larg1/1391/12/06/IMG01133223.jpg

نکته جالبتر آن است که در اثر شاهکار مذکور، رسانه های مخالف دولت، از خبرنگار مهر یک قهرمان ساخته اند! خبرنگاری که قاعدتا هیچ کاره است و برای طرح سئوالی در آن سطح و با آن کیفیت، حتما با روسای خود هماهنگ کرده است (و رئیس جمهور هم در پاسخ خود به درستی به این نکته اشاره کرده است). چرا؟ چون یک نفر تصمیم گرفته صحبت رئیس جمهور در میانه جلسه با خبرنگاران قطع شده، پرسش خبرنگار به ظاهر قهرمان ما سانسور شود!

آن “یک نفر”، همان کسی است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است. کسی که طراحی چنین سانسور نابخردانه ای را انجام داده، خشم و ناراحتی بسیاری از مردم بیننده پای تلویزیون را بر انگیخته، آنها را بیش از پیش نسبت به رسانه ملی بدبین کرده، یک بهانه تازه و مناسب به دست مخالفین دولت و نظام داده و از یک خبرنگار خرده پای هیچ کاره، یک قهرمان ساخته است! تردید ندارم که آن یک نفر، “نفهمیده” است.

متاسفانه در نظام ما، در عرصه رسانه، از این “یک نفر”ها زیادند. کسانی که با الفبای رسانه بیگانه اند؛ به عواقب تصمیمات خود نمی اندیشند و از همه اینها بدتر، نفوذ و قدرت دارند. این یک نفر ها رسانه را “نمی فهمند” اما تصمیم گیرنده هستند و هیچ وقت و هیچ کجا مسئولیت تصمیمات رسانه ای شان را بر عهده نمی گیرند.

سخت مایلم بدانم، آن یک نفر کیست که تصمیم می گیرد بدون آنکه  بفهمد…


http://rouzegar.ir/wp-content/uploads/2013/01/bbc.jpg

باشگاه خبرنگاران کم بود، وطن امروز و فارس نیوز و بولتن نیوز و سایرین هم اضافه شدند! پرده دری و داستان گویی از روابط غیراخلاقی دست اندرکاران بی بی سی فارسی، نقل این روزهای خروجی رسانه های ظاهرا انقلابی شده است.

قصد ندارم آنچه در درون کارکنان بی بی سی فارسی می گذرد را تحلیل کنم. چرا که اساسا خبری ندارم که بر اساس آن به تحلیل برسم. چیزی که برای من جالب است، اصرار دوستان انقلابی برای پرداختن به این قصه هاست. آنهم با اینهمه پشتکار (و خلاقیت!) و بی پروایی.

داستان به همین جا ختم نمی شود. وبلاگ های قلابی، پیج های دروغین در فیس بوک و امثال آن، اکانت های جعلی و… دسته گل های جدید برخی از برادران زحمتکش ما هستند که بازی را به جاهای باریک می کشانند.

لازم به توضیح نیست که من نه تنها دل خوشی از بی بی سی فارسی و حقوق بگیران آن ندارم، بلکه بخاطر اینهمه بی وطنی و کارگزاری روباره پیر از این حضرات نفرت دارم. اما نمی توانم از این سئوال هم بگذرم که چرا روابط جنسی این با آن و ناز و ادای فلانی و بهمانی زیر میز و پشت پرده و درون اتاق تحریریه بی بی سی فارسی اینقدر جذاب شده که رسانه هایی با این عظمت، براحتی اخلاق و حیا را کنار گذاشته و از رختخواب گزارشگران فارسی بی بی سی، تحلیل دسته اول ارائه می کنند؟!

بنظرم پاسخ به این سئوال چندان دشوار نیست. در جنگ رسانه ای جمهوری اسلامی با غرب، این ماشین پروپاگاندای غربی است که صحنه گردانی می کند. صدا و سیما بعنوان پیشانی رسانه ای نظام، با بیش از ۴۵ هزار پرسنل و صدها میلیارد بودجه و امکانات از پس چند شبکه ماهواره ای آنور آبی بر نمی آید.

رسانه ملی نه در خبر، نه در تحلیل، نه در سرگرم کردن طبقات میانی جامعه، نه در خلاقیت رسانه ای، نه در معرفی چهره های جدید و نه در هیچ عرصه دیگری از این نبرد رسانه ای موفق نبوده است. کار به جایی رسیده که مسئولان خلاق شبکه ۳ مجبورند بعلت فقدان برنامه جذاب سرگرم کننده در پربیننده ترین زمان (یعنی ساعت نه تا ده شب) گلچینی از برنامه صبحگاهی ویتامین ۳ را نشان بدهند!

سریال های خسته کننده و بی محتوا، تله فیلمهای کودکانه و آبکی، اخبار یکسویه، تحلیل های بی اساس، چهره های تکراری، فضای کاملا بسته و چشمه خشک شده خلاقیت و ابتکار در رسانه ملی آنچنان زمینه را برای جولان شبکه های ماهواره ای فراهم کرده که افتتاح این شبکه و آن شبکه و پخش همزمان یک سریال در چند شبکه و اتفاقات اینچنینی هم نمی توانند کاری از پیش برند.

تا همینجا هم فقط و فقط  انحصار رسانه ای صدا و سیماست که آن را سرپا نگه داشته؛ وضعیت رسانه ملی مانند خودرو سازان است که تنها به برکت بسته بودن بازار و عدم امکان رقابت، به زور محصولاتشان را به برخی از مردم تحمیل می کنند!

خدا لیونل مسی و کریس رونالدو و یحیی گل محمدی و امثالهم را برای تلویزیون حفظ کند که برای چند ساعت در هفته می توانند مخاطب را پای جعبه جادویی بکشانند و لااقل برای لحظاتی، بازار شبکه های ماهواره ای را از رونق بیندازند.

بی بی سی فارسی هر هویتی که داشته باشد، در درجه اول یک شبکه “خبری” است. صدا و سیما در خبر، حداقل بیست سال از شبکه های روز دنیا فاصله دارد. لذا با این فضای بسته و این سیاست گذاری معیوب، نمی تواند مخاطب را به بی بی سی بی اعتماد کند. در نتیجه، باشگاه خبرنگاران جوانش براه میفتد و از تختخواب این و آن خبر می دهد؛ بلکه تا حدودی بر ضعف مفرط صدا و سیما در خبررسانی و تحلیل سرپوش بگذارد!

مدیران رسانه ملی هنوز هم نمی فهمند که آن چیزی که بی بی سی را بی بی سی کرده، “تکنیک”، “شعور رسانه ای”، “مخاطب شناسی” و “ابتکار” است، نه اینکه سردبیر با مجریان رابطه ضربدری داشته یا مثلثی و مربعی! این سیاست گذاری درست و هوشمندی رسانه ای است که باعث شده کارگزار رسانه ای روباه پیر در عین طرفداری از غرب، قامت بیطرفی و حرفه ای گری بر تن کند و دروغ هایش را باورپذیر جلوه دهد.

حالا مدام دوره بیفتند و اکانت جعل کنند و وبلاگ بسازند که ثابت کنند کدام مجری فاسد است و کی با کی رابطه داشته و … !

دستگاه رسانه ای جمهوری اسلامی، با این سیاست گذاری انحصاری و با این مدیران نالایق، بازی را به دشمن واگذار کرده و انعکاس (یا حتی اثبات) فساد اخلاقی کارکنان بی بی سی فارسی یا جاهای دیگر، چیزی را عوض نمی کند.



درباره نویسنده

......................دغدغه دارم. همین

تماس با نویسنده

آمار

  • کاربران حاضر: 1
  • کل بازدیدها: 132216